رمزگشایی از پشت پرده استعفای مدیر عامل تراکتور؛ علیپور، مدیری که ماشین امضاء نشد

کد مطلب : 706
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۹
رمزگشایی از پشت پرده استعفای مدیر عامل تراکتور؛ علیپور، مدیری که ماشین امضاء نشد

نشریه مسرور| احد نقش شور سپهر/“محمد علیپور” مدیرعامل مستعفی تراکتور را باید یکی از متفاوت ترین مدیران تاریخ ۵۰ ساله باشگاه تراکتور دانست، نه به خاطر مدیرعامل بودنش، بلکه به خاطر مدیرعامل “نماندنش”، همچنین بیشتر به خاطر اصولی که به آن باور داشت و نخواست به هر قیمتی بماند و مدیرعامل “بله قربان گوی” آقای

نشریه مسرور| احد نقش شور سپهر/“محمد علیپور” مدیرعامل مستعفی تراکتور را باید یکی از متفاوت ترین مدیران تاریخ ۵۰ ساله باشگاه تراکتور دانست، نه به خاطر مدیرعامل بودنش، بلکه به خاطر مدیرعامل “نماندنش”، همچنین بیشتر به خاطر اصولی که به آن باور داشت و نخواست به هر قیمتی بماند و مدیرعامل “بله قربان گوی” آقای مالک و شاید، “ماشین امضاء” باشد.
علیپور در طول مدیریت ۴۵ روزه اش، سه بار استعفا کرد؛ اما تنها یک بار آن رسانه ای و علنی شد و با استعفای آخرش، برای همیشه رفت، این یعنی پشت پرده باشگاه خبرهایی هست که نیاز به تحلیل و بررسی دارد!
استعفای علیپور، البته در روزهای نخست با واکنش های متفاوت و عمدتا نگرانی اغلب هواداران، بهت رسانه ها و سکوت اولیه باشگاه تراکتور همراه بود؛ با این حال توضیحات ۲۰ دقیقه ای وی طی ویدئوی منتشره در پیج شخصی علیپور، که طی یک ماه و نیم اخیر به رویه ای قابل تقدیر و کم تر دیده شده از مدیران اجرایی استان و حتی ورزش تبدیل شده و فصل جدیدی از “پاسخ گویی” و “احترام به مخاطب” در فضای مدیریتی و رسانه ای استان باز کرده بود، تلویحا، بسیاری از تحلیل ها و گمانه زنی ها در خصوص پشت پرده های این استعفا را به واقعیت نزدیک کرد.
فارغ از هرگونه جانبداری و دفاع یک سویه از علیپور، قطع به یقین، رمزگشایی از صحبت های جمعه شب او در گفت و گو با هواداران تراکتور در صفحه شخصی و تحلیل محتوای این صحبت ها، می تواند به روشن تر شدن ابعاد و زوایای پنهان و ابهامات موجود در باشگاه تراکتور و دلایل استعفای او کمک کند، موضوعی که در این مجال، سعی خواهد شد، تا حد امکان، بر اساس اطلاعات به دست آمده و نیز تحلیل حوادث و اتفاقات مشابه دو سال اخیر در روند مدیریتی “تراکتور زنوزی” به بررسی آن ها پرداخته شود.
بدون تردید ورود علیپور به تراکتور در قامت هفتمین مدیرعامل تراکتور خصوصی شده، به اندازه خروجش از این باشگاه غیرمنتظره نبود. علیپور که پیش از این و با نفت تهران عملکردی قابل قبول و تقریبا فوق العاده در رقابت های لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا در فوتبال کشور داشت، یکی از مدیران کارکشته و رده بالای وزارت نفت است که با عقبه ای تقریبا سیاسی، مسلط به هوش استراتژیک و آشنایی همزمان به علم مدیریت و فوتبال، حضور در تراکتور را علی رغم اصرار و دعوت مستقیم سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان، به مدیرعاملی “پرسپولیس تهران” به عنوان “سوگلی” آقای وزیر ترجیح داد.
هرچند علیپور به واسطه شناخت و آشنائی اش با روحیات خاص و مالک محورانه زنوزی، که برگرفته از رفتارها و تصمیمات دوسال اخیر وی و نیز چالش ها و حواشی مشهود مالک تراکتور در حیطه فوتبال بود، در ابتدا پیشنهاد زنوزی را طی دو نوبت رد کرد؛ با این وجود، با اصرار و توصیه برخی از دوستان نزدیکش، در نهایت پیشنهاد مدیرعاملی تراکتور را با برخی پیش شرط ها پذیرفت که مهم ترین این پیش شرط ها، “شرط عدم دخالت مالک” در امور مدیریتی باشگاه و تصمیمات حیطه مسوولیتی مدیرعامل بود، شرطی که گفته می شود، مورد توافق و قبول زنوزی نیز قرار گرفته و تضمین شده بود.
پرهیز از ولخرجی های خارج از ضابطه و عرف، حاکمیت نظم مدیریتی، انضباط مالی، شفافیت در قراردادها و پرداختی ها، اولویت تیم های پایه و بازیکن سازی، عدم ورود بی دلیل و غیر ضروری مالک باشگاه به برخی حواشی، مشخص شدن بودجه فصلی باشگاه، تعامل و همکاری موثر هیات مدیره با مدیرعامل در تصمیمات و عدم دخالت و تاثیرگذاری افراد خارج از باشگاه و هیات مدیره در روند جذب بازیکنان از دیگر شروط و اصولی بود که به عنوان “مانیفست مدیریتی” علیپور، مورد تاکید و خواست وی در توافقات اولیه با زنوزی قرار گرفته بود، با این حال چه کسی است که نداند، همه این شروط، به رغم پذیرش اولیه، عملا در حکم “خلع سلاح” زنوزی و “سلب اختیارات فرمایشی” و عادت شده مالکی بود که تا پیش از آن، مشابه بیرونی برای وی نداشته است!!
علیپور اما، با تکیه بر توافقات این چنینی اش با زنوزی، به محض ورود به باشگاه، استارت اصلاحات و تغییرات تدریجی در شیوه های مدیریتی و اجرایی باشگاه را کلید زد، نخستین گام، اصلاح رویه مالک محور بودن باشگاه در عمل به تصمیمات مدیریتی بود، تلاش برای حذف عادت “حاج آقا خواسته”، “حاج آقا گفته” و … در بین کارمندان و مدیران باشگاه از سوی علیپور، رفته رفته به مذاق زنوزی که تا دیروز همه کاره بود و امروز با دست خود رقیبی برای حذف این رویه تراشیده بود خوش نیامد تا زاویه ها و تعارض ها میان زنوزی و علیپور بروز کند
بدعهدی های مالی هیات مدیره “هولدینگ دریک” در پرداخت مطالبات معوقه فصل قبل و نیز پاداش قهرمانی جام حذفی بازیکنان از یک سو و تاخیر در پرداخت پیش پرداخت اولیه بازیکنان جدید به اضافه مطالبات بازیکن خارجی از سوی دیگر، موضوع دیگری بود که زمینه را برای عمیق تر شدن اختلافات میان علیپور و زنوزی فراهم کرد، این بد عهدی ها در حالی صورت گرفت که اصولا و با توجه به “تمول” مالک و امکان مالی “هولدینگ دریک”، پرداخت مطالبات بازیکنان، اساسا نباید با مشکل مواجه می شد.
حواشی و ابهامات مربوط به جذب بازیکنان جدید و مبلغ قرارداد این بازیکنان یکی دیگر از دلایل و زمینه های اختلاف میان علیپور و زنوزی بود که گفته می شود، حتی باعث کش و قوس های خاص میان مالک و مشاوران وی و مدیرعامل باشگاه شده است.
حاشیه ها و چالش های مربوط به توافق و عقد قرارداد با بازیکنانی همچون حمید بوحمدان، وفا هخامنش، هادی محمدی و محمد عباس زاده، ممانعت و مخالفت با جذب برخی بازیکنان نظیر طاهرخانی، شائبه برانگیز بودن صدور حکم مدیرفنی تیم ساعاتی قبل از معارفه مدیرعامل، فعالیت چراغ خاموش دلال معروف در پشت پرده باشگاه، نقش آفرینی یکی دیگر از دلالان خارج نشین در تحمیل برخی افراد به تیم، تلاش های خاص برای تحمیل بازیکنان غیربومی به تیم های پایه باشگاه به جای بازیکنان بومی و شاخص، عدم تخصیص اعتبارات و بودجه لازم برای هزینه های اولیه، مخالفت و ممانعت از اجرایی شدن طرح همزمان اسپانسری و بیمه هواداران، بی توجهی به پرداخت بدهی های باشگاه به فدراسیون که منجر به عدم صدور کارت بازی بازیکنان شده بود و ده ها نمونه دیگر، بخش دیگری از چالش ها و دلایل استعفای علیپور از مدیرعاملی تراکتور به شمار می روند که اگرچه شاید از سوی مالک و مدیران این باشگاه تکذیب یا رد شود، با این حال، مواردی روشن و غیرقابل کتمان از حاکمیت برخی سوء مدیریت های در مجموعه ای دارد که نمایی زیبا و چشم نواز برای خود در بیرون از باشگاه و نزد هواداران ترسیم کرده است.
به این موارد اگر شایعات مربوط به برخی دستکاری ها در قراردادهای بازیکنان داخلی و خارجی در باشگاه تراکتور را هم اضافه کنیم، تصویر به دست آمده و ترسیم شده از این مجموعه، فضایی غبارآلود و در هم ریخته از باشگاهی را نمایان می سازد که البته پاسخ گویی و شفاف سازی در خصوص همه این موارد، جرات و جسارتی مبتنی بر صداقت از سوی مالک و هیات مدیره باشگاه تراکتور می طلبد.
سخن آخر این که، بی هیچ تردیدی، دلایل استعفای غیرمنتظره؛ اما محتمل مدیرعامل تراکتور را بدون تردید نه در ناتوانی و ناکارآمدی وی، که در تفکر “مالک محور” بودن و فضای مبهم و غبارآلود مدیریتی این باشگاه تازه خصوصی شده باید جست و جو کرد.
عقل سلیم به هیچ عنوان نمی تواند بپذیرد، افرادی همچون علیپور، سهرابی، اسدی، درودگر، بهتاج، صادقیان و یک دو جین مدیرعامل، معاون و مدیر میانی و البته مربیان شاخصی همچون توشاک، تقوی، لیکنز، دنیزلی، الهامی که طی دو سال اخیر به تراکتور آمده و رفته اند ناکارآمد و ناتوان بوده اند …
در چنین شرایطی به نظر می رسد، امسال با نگران کننده ترین تراکتور سال های اخیر مواجه هستیم، تراکتوری که مالکش به جای تعامل با اهالی فوتبال، در حال جنگ و تعارض با دیگران است، مدیران و کارکنانش را همچون اموال و دارایی های خود می بیند، عاشق فرمانروایی است، مقبولیتی در فدراسیون و ارکان تصمیم ساز ورزش و فوتبال ندارد و در یک کلام، کانون همیشگی و دائمی بحران و حاشیه است …
زنوزی از آن دسته مدیرانی است که ثابت کرده، با مدیرانی که توانمندتر، کاربلدتر و بالاتر از او باشند، نه می خواهد و نه می تواند کار کند، علیپور مدیری معتقد به نظم و انضباط مالی و شفافیت بود، مخالف ریخت و پاش و هزینه های زاید، در مقابل زنوزی با انبوهی از ابهامات و البته شلختگی مالی در مجموعه های تحت امرش، علیپور در طول ۴۵ روز مدیریت و حضورش در تراکتور ثابت کرد مدیری رسانه محور و پاسخ گو در مقابل افکار عمومی است، درست برخلاف زنوزی که اساسا وقعی به رسانه و افکار عمومی نمی نهد …

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.