شماره : 780
۲۸ / ۱۱ / ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۰

آقای استاندار! اگر پاکدست هستید هراسی نداشته باشید و باج ندهید

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ در مراسم معارفه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، محمدرضا پورمحمدی، استاندار آذربایجان شرقی که یکی از چهره های فرهیخته استان محسوب می شود و از ریاست دانشگاه تبریز به سمت استانداری منصوب شده است سخنان باورنکردنی به زبان آورد که باعث تعجب اصحاب رسانه گردید. وی رسانه ها

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ در مراسم معارفه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، محمدرضا پورمحمدی، استاندار آذربایجان شرقی که یکی از چهره های فرهیخته استان محسوب می شود و از ریاست دانشگاه تبریز به سمت استانداری منصوب شده است سخنان باورنکردنی به زبان آورد که باعث تعجب اصحاب رسانه گردید. وی رسانه ها را باج گیر خطاب نموده و اظهار داشت در این استان حتی یک روزنامه سراسری وجود ندارد. با یک فلش بک کوتاه به روز خبرنگار سال ۱۳۹۸ متوجه می شویم که چنین اظهارات سخیف از سوی عالی ترین مقام دولتی استان مسبوق به سابقه است و وقتی وی در جواب مجری برنامه روز خبرنگار۹۸ که از شکایات پی در پی مسئولان از خبرنگاران گلایه داشت،گفت: « زبانتان را کوتاه کنید» هرچند وی پس از انتقاد اهالی رسانه آن سخنان را شوخی خواند. اما با باج گیر خطاب کردن رسانه ها نشان داد که ایشان ذهنیت منفی نسبت به رسانه ها دارند و این طرز سخن، به‌منزله تلاش برای تحدید حقوق و آزادی‌های مشروع و قانونی روزنامه‌نگاران و رسانه است

استاندار فرهیخته آذربایجان شرقی که با افتتاح آزادراه تبریز- سهند از فشار رسانه ها بر اثر خلف وعده هایش رهایی یافته است به جای تاختن به رسانه ها که بدون کوچکترین حمایتی از سوی استانداری به فعالیت خود ادامه می دهند باید عنصر “باج دهی” را در برخی دستگاه های اجرایی استان و زیر مجموعه هایشان جستجو کند که در سایه عدم نظارت مناسب، کم کاری و احیانا فسادهایشان را ترجیح می دهند  با باج دادن لاپوشانی کنند.

بی شک، مدیر، کارمند و  یا هر فردی اگر پاکدست باشد به طور قطع  نیاز به باج دادن ندارد و دلیلی نیز برای کوتاه آمدن در برابر رسانه های به زعم جناب استاندار! “باج گیر” وجود ندارد و اگرهم بر فرض مثال در فضای پاک رسانه ای استان معدود رسانه هایی که طعم باج گیری را چشیده اند و از باج دهی برخی مسئولان بی نصیب نمانده اند وجود دارد اتفاقا مسئولیت نظارت و کنترل این انحرافات، متوجه شخص مدیر ارشد استان است و اگر فضای نظام‌مند و شایسته‌سالارانه در انتصاب مدیران وجود داشته باشد موضوعی به نام باج‌دهی حذف و با حذف باج‌دهی، باج‌گیری نیز حذف خواهد شد.

وقتی “جریان “مطالبه گری” و “نقد” در فضای رسانه ای از سوی عالی ترین مقام دولتی استان باج گیری قلمداد می شود نشان از انتقادپذیر نبودن و مشاوره ها و اطلاعات نادرست وی محسوب می شود که می تواند فضای مسموم و خطرناک برای رسانه ها ایجاد کند و مانعی برای جریان آزاد اطلاع رسانی و باز بودن فضای نقد و مطالبه گری ایجاد کند.

دکتر پورمحمدی در بخشی از سخنانش در روز معارفه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی اظهار داشت :” آزادی تعریف دارد و کسانی که کارمند دولت هستند و مجوز نشریه به آنها داده شده، باید بررسی شوند که آیا صلاحیت اداره نشریه را دارند؟ چرا که برخی کارمند دولت هستند و علیه دولت هر چیزی که دلشان می خواهد می‌نویسند و آن را تضعیف می‌کنند”

اینکه انتظار می رود کارمند دولت که مجوز نشریه دارد نباید از عملکرد دولت انتقاد کند سخنی سلیقه ای محسوب می شود و به نوعی جلو گیری از آزادی مطبوعات است.  مطبوعات برای انجام رسالت مهم خود که آگاه‌سازی و روشنگری مبتنی بر واقعیت‌هاست، باید آزاد باشند و در سایه این آزادی است که می‌توان انتظار داشت تا این ابزار بتواند در آموزش فرهنگ و ایجاد جامعه مدنی پویا و تثبیت آن نقش ایفا کنند.

محض اطلاع جناب استاندار! باید گفت: وظیفه رسانه‌ها انتشار اطلاعات و اخبار است. گردش آزاد اطلاعات کارکرد اصلی و ذاتی رسانه‌هاست. رسانه‌ها حق دارند اطلاعات به دست بیاورند، آنها را منتشر کنند و هرکدام را که خود رسانه‌ها صلاح می‌دانند، نقد و بررسی کنند. حق آزادی رسانه‌ها مشروط به این نیست که در خدمت منافع افراد یا گروه‌ها باشد. اگر کسی از گردش اطلاعات آزاد و مستقل رسانه‌ها و افشای عملکردها و گفتارها زیان می‌کند، مقصر خود اوست نه رسانه یا رسانه‌هایی که پرده از وقایع می‌گیرند. ‌کسی که خطایی می‌کند، باید مؤاخذه شود. کسانی که در جایی از دستگاه قدرت نشسته‌اند، باید این را بپذیرند که رسانه‌ها براساس اصول متعدد قانون اساسی، از جمله اصل نهم، اصل بیست‌و‌سوم و اصل بیست‌و‌چهارم در بیان مطالب آزادند.

دکتر پورمحمدی استاندار آذربایجان شرقی در این ماه های باقی ماند از عمر دولت آقای روحانی و تا دوران استقرار دولت جدید بهتر است تجدید نظری در طرز تفکر خود نسبت به رسانه ها انجام دهد و با نگاهی دقیق تر و بررسی برخی اتفاقات استان و مصاحبه های اختصاصی مسئولان مشخص شود رسانه ها باج گیر هستند یا مسئولان باج ده ؟ و گیرم که اگر برخی رسانه ها که جناب استاندار می شناسد باج گیر هستند باید گفت اگر شما پاکدست هستید هراسی نداشته باشید و به کسی باج ندهید.

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 780 توسط modir و در روز سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۵۰:۵۹
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 741
۷ / ۱۰ / ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۴

میثاقی، منصوریان و ادبیات علی پروینی اش تاثیر گذار نیست؛زنوزی محبوب آذربایجان

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ اظهارات علی رضا منصوریان، سرمربی برکنار شده تراکتور در برنامه بودار فوتبال برتر، را نه در بستر و دایره افشاگری های بعد از اخراج، که باید به مثابه تلاشی مشترک میان وی و مجری پرحاشیه این برنامه، برای به حاشیه کشاندن تیمی ارزیابی کرد که به یک باره و

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ اظهارات علی رضا منصوریان، سرمربی برکنار شده تراکتور در برنامه بودار فوتبال برتر، را نه در بستر و دایره افشاگری های بعد از اخراج، که باید به مثابه تلاشی مشترک میان وی و مجری پرحاشیه این برنامه، برای به حاشیه کشاندن تیمی ارزیابی کرد که به یک باره و پس از نتایج نا امید کننده ۵ هفته اول لیگ، حالا خود را به جمع مدعیان لیگ برتر رسانده است!
منصوریان که بنا بر اظهارات خود در همین برنامه فوتبال برتر، از همان ابتدا و حتی پیش از ورودش به تراکتور، واهمه دچار شدن به سرنوشت ۷ مربی قبلی تراکتور در دوران مالکیت زنوزی بر این تیم را داشت و همین موضوع را نیز در زمان مذاکرات اولیه اش با زنوزی به عنوان دغدغه و نگرانی اصلی اش مطرح کرده بود، در حالی امروز با گارد و ادبیات علی پروینی اش و ژست های داش مشتی در برنامه زنده تلویزیونی، اخراج قابل پیش بینی اش به خاطر عدم نتیجه گیری و بازی بدون برنامه را توهین به فوتبال و مربیان ایرانی می داند که اساسا نباید با خزیدن در پوستین مظلوم نمایی ها و شوآف های نخ نما شده، اولا شکایتی از اخراج بکند و ثانیا، تیم سابقش را با چنین اظهاراتی وارد حاشیه های ناجوانمردانه در کوران رقابت های لیگ برتر فوتبال کند!
منصوریان در شرایطی امروز در جایگاه منتقد معترض و طلبکار حیثیتی از تراکتور و زنوزی نشسته است که تا همین چند هفته قبل، یکی از مداحان و پاچه خواران زنوزی و تراکتور بزرگ بود و این باشگاه، مالک، مدیران و امکانات آن را یکی از ایده آل ترین و حرفه ای ترین باشگاه های ایران معرفی می کرد و جالب تر این که، با ترکی حرف زدن های نصف و نیمه و نیم بندش، سعی در تسخیر قلوب هواداران فهیم این تیم داشت، هوادارانی که علی رغم انتقادهای جدی شان به زنوزی در به خدمت گرفتن همین منصوریان و در ادامه، دلخوری از نتایج نا امیدکننده و ضعیف تراکتور، صبورانه، همچنان به تاسی از شعار معروف و بی مانند عیبی یوخ، از وی و تیمش حمایت می کردند.
این که منصوریان علی رغم ترس از اخراج زودهنگام، به تراکتور آمد و یا چند هفته بعد از شروع لیگ، به توصیه علی پور مدیرعامل سابق تراکتور مبنی بر رفتن از تراکتور گوش نداد و در این تیم ماند، دلیلی جز قرارداد به اصطلاح تپل این باز مانده نسل ۹۸ فوتبال ایران با تراکتور و سماجتش برای رسیدن به کل مبلغ قراردادش در صورت اخراج نداشته و نمی تواند داشته باشد.
اظهارات یک سویه، مدعیانه و گستاخانه منصوریان در این برنامه، با آن ژست و ادبیات علی پروینی که خود را طلبکار مطلق فوتبال تبریز و آذربایجان می داند، در حالی با میدان داری و هدایت های پشت پرده برخی عوامل بیرونی مطرح گردید که برخلاف عرف و استاندارهای یک رسانه، می بایست فرصت و فضایی برابر و عادلانه در اختیار مدیران و عوامل باشگاه تراکتور برای پاسخ گویی و احیانا دفاع و شفاف سازی های لازم قرار می گرفت تا شائبه خطی و هدف دار بودن برنامه دوشنبه شب فوتبال برتر “میثاقی” به میان نیاید!
منصوریان، که به زعم و اعتقاد بسیاری از هواداران، کارشناسان، رسانه ها و اهالی فوتبال تبریز و آذربایجان، مربی اشتباهی برای تراکتور بود و البته با توجه به سوابق مربیگری او پیش بینی هم می شد که نیم فصل را با تراکتور به پایان نخواهد رسانید، به نظر می رسد با بوی کباب به تبریز و تراکتور آمده بود تا به قول خود، بدهکاری اش به فوتبال را در این تیم و با پول زنوزی تسویه کند، اما دانسته های کم او از مربیگری در فوتبال و سیستم علی اصغری اش باعث شد تا علی منصور با اولین برف تبریز، رفتنی شود!
در این میان، ای کاش منصوریان، در خلال اظهارات به اصطلاح افشاگرانه اش در خصوص دلایل اخراجش از تراکتور، به برخی ابهامات و سوالات بی پاسخ موجود در خصوص نحوه جذب بازیکنان این فصل تراکتور و نقش و دخالت مستقیم وی در عقد قرارداد آنان نیز پاسخ می داد و در خصوص آن نیز افشاگری می کرد تا صداقتش بیش از همیشه محک می خورد.
کاش منصوریان از نقش خود در تحمیل برخی بازیکنان کم کیفیت به این تیم نیز حرف می زد. از طرفی، او در حالی مدعی است بازیکنان جذب شده به اندازه بضاعت و بودجه تخصیص یافته به تراکتور آمده اند که تقریبا، هیچ یک از بازیکنان جذب شده به تراکتور، بازیکنانی با قراردادهای پائین و ارزان نیستند و همین بودجه به ظاهر ناچیز به زعم منصوریان، رقمی قابل توجه و قراردهایی تقریبا نجومی محسوب می شوند.
سخن آخر این که بی هیچ تفسیر و سخنی اضافی باید گفت تلاش های میثاقی و منصوریان و عوامل پشت پرده آن تاثیری در محبوبیت زنوزی در بین هواداران تراکتور ندارد و زنوزی محبوب آذربایجان است.

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 741 توسط modir و در روز یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۵۴:۳۷
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 730
۷ / ۱۰ / ۱۳۹۹ - ۱۹:۳۳

حاشیه سازی مجری شبکه سه با همراهی سرمربی اخراجی / صداوسیما؛ رسانه ملی یا میلی؟‌

نشریه مسرور |اشکان حاجی نیا لیل آبادی/  ۳ دی ماه در لابلای برنامه زنده تلویزیونی فوتبال برتر که دوشنبه شب ها در شبکه سه سیما پخش می‌شود ، اتفاقی نادر روی داد که موجب شگفتی بسیارانی از بینندگان ، بویژه فوتبال دوستان آذربایجانی شد. موضوع از این قرار بود که دست‌اندرکاران گروه ورزش شبکه ۳

نشریه مسرور |اشکان حاجی نیا لیل آبادی/  ۳ دی ماه در لابلای برنامه زنده تلویزیونی فوتبال برتر که دوشنبه شب ها در شبکه سه سیما پخش می‌شود ، اتفاقی نادر روی داد که موجب شگفتی بسیارانی از بینندگان ، بویژه فوتبال دوستان آذربایجانی شد.
موضوع از این قرار بود که دست‌اندرکاران گروه ورزش شبکه ۳ سیما برای نخستین بار از یک مربی که با ناکامی و کسب نتایج ضعیف برکنار شده ، دعوت به عمل آورده بودند تا برای برکناری خود توضیحاتی بدهد.
این اقدام تهیه کننده ، کارگردان و مجری برنامه “فوتبال برتر” شبکه ۳ در حالی انجام شد که از گذشته‌های دور، رسم بر این بوده که ایشان همواره از مربیان کامیاب و موفق فوتبال کشور دعوت به عمل آورده‌اند تا درباره علت‌ها و دلایل موفقیت‌های چشمگیری که بدست آورده‌اند توضیحاتی داده و با دعوت چنین مربیانی از ایشان قدردانی هم صورت گرفته باشد.
با این همه دست‌اندرکاران برنامه تلویزیونی فوتبال برتر نزدیک به یک ساعت زمان ارزشمند آنتن پخش زنده را دربست در اختیار علیرضا منصوریان گذاشتند تا وی ضمن اعلام اعتراض نسبت به برکناری خود ، مالک و مدیران باشگاه تراکتور را به چالش کشیده و با بازگو نمودن اسرار درون باشگاهی خواسته و ندانسته تیم فوتبال تراکتور را دچار حاشیه سازد آن هم در روزی که تیم فوتبال پرسپولیس تهران در بازی فینال جام باشگاههای آسیا شکست تلخی را پشت سر گذاشته و موفق نشده بود جام آسیایی را از دوحه قطر به تهران بیاورد.
این دو موضوع در کنار هم شائبه‌ای را در ذهن مخاطب پدیدار می سازد که شاید دست‌اندرکاران برنامه تلویزیونی فوتبال برتر با هدفی مشخص و برای انحراف اذهان عموم بینندگان نسبت به شکست تلخ پرسپولیس و ایجاد حاشیه برای تیم مدعی تراکتور چنین برنامه‌ای را طراحی و پیاده کرده بودند.
جدای از آن که علیرضا منصوریان مربی ناکام و برکنار شده تراکتور در آن برنامه زنده تلویزیونی بدون هیچ محدویتی هر آنچه که دلش می‌خواست را بیان داشت ، بنابه دلایلی مبهم و سوال‌برانگیز ، مسئولین برنامه تلویزیونی فوتبال برتر با زیر پا گذاشتن حق و حقوق سوی دیگر ماجرا، تلفن‌های مدیران باشگاه تراکتور را پاسخ نداده و با این که نزدیک به یک ساعت تمام زمان برنامه را به مهمان خود اختصاص داده بودند حاضر نشدند تنها برای چند دقیقه به مدیران باشگاه تراکتور وقت بدهند تا دست‌کم برای اخراج منصوریان توضیحاتی داشته باشند.
به دلیل پایمال شدن حقوق حقه یکی از تیمهای سرشناس فوتبال آذربایجان‌ ، مدیران دیرینه‌ترین باشگاه ورزشی شمالغرب کشور نیز برای همکاری و همراهی و هم‌گامی با تراکتور دست به بکار شده و با صدور بیانیه‌ اعتراضی خود ، اعلام داشتند از ورود دوربین‌های صداوسیما به ورزشگاه سپهبد سلیمانی و فیلمبرداری و پخش زنده بازی دیدار خانگی ماشین‌سازی به جد خودداری خواهند نمود و حتی در بخشی از آن بیانیه گفته شده بر این تصمیم سخت استوار خواهند بود.
به هر حال مقرر گردید در بازی تیم های فوتبال ماشین‌سازی‌تبریز و نفت مسجدسلیمان که قرار بود روز پنج‌شنبه ۴ آبان برگزار شود مسئولین ورزشگاه شهید سلیمانی از ورود دوربین های سیما به داخل استادیوم خودداری کنند.
ولی بارش سنگین برف و مهیا نبودن شرایط مناسب در زمین چمن ورزشگاه ، منجر به لغو و تعویق بازی شد و فردای همان روز بازهم مسئولین استادیوم بدلیل آنچه که عدم هماهنگی نامیده شده بود از ورود دوربین‌ها ممانعت کردند که سرانجام با پادرمیانی مهندس محمدرضا زنوزی، دوربین ها و اکیپ گروه ورزشی شبکه استانی سهند در ورزشگاه مستقر شده و نیمه دوم بازی ماشین‌سازی تبریز و نفت مسجد سلیمان روی آنتن رفت.
پس از پایان بازی، مسئولین صداوسیمای استان سهند با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام وابسته به شبکه استانی سهند از اقدام اعتراضی مدیران باشگاه ماشین‌سازی اظهار گله‌مندی کردند که چرا از ورود دوربین ها به ورزشگاه ممانعت نموده‌اند.
هرچند انتظار می‌رفت تا مسئولین صداوسیمای آذربایجانشرقی در کنار سرزنش مدیران باشگاه ماشین سازی، از همکاران خود در گروه ورزشی شبکه سه سیما هم خُرده می‌گرفتند که چرا در عرصه پاک و مقدس رسانه‌ای، حقوق حقه سوی دیگر ماجرا را نه تنها نادیده گرفته بلکه پایمال کردند.
پس از این داستانها و پیش‌آمد حواشی مختلف برای فوتبال آذربایجان که بی هیچ شکی فرجام اقدام نسنجیده و نابجای عوامل برنامه فوتبال برتر شبکه سوم سیما بوده ، قریب به اتفاق برنامه‌های ورزشی شبکه های صداوسیما به تکاپو افتاده و بدون هیچ اشاره‌ای نسبت به استارت خوردن و سرآغاز این داستان در استودیوی پخش زنده شبکه سه و سرزنش همکاران خود در شبکه ۳ سیما ، به این موضوع پرداختند که شاید مالکیت هر دو باشگاه لیگ برتری شهر تبریز از آنِ محمدرضا زنوزی بوده باشد و حتی برخی ها پا را فراتر گذاشته و به باور خود اذعان داشتند باشگاه ماشین‌سازی باید محروم و توبیخ شده و یا از امتیاز میزبانی محروم شود !!
به هر حال چه اقدام مدیران باشگاه ماشین‌سازی برای همراهی و همدلی با مدیران باشگاه تراکتور درست و چه نادرست بوده باشد، نباید فراموش کنیم همه این حواشی با اقدام مسئولین برنامه زنده تلویزیونی فوتبال برتر شبکه سه آغاز شده ، ولی با این حال هیچ فرد و گروهی مسئولیت بروز حواشی را متوجه گروه ورزش شبکه سه ندانسته و تنها به محکوم کردن تصمیم مدیران ماشین‌سازی بسنده نموده‌اند و بررسی و کنکاش بحق مالکیت دو باشگاه لیگ برتری شهر تبریز، که این مورد نیز بسیار قابل تامل می‌باشد.
در پایان یادآور می‌شود هر دو تیم فوتبال شهر تبریز توسط بخش خصوصی مورد پشتیبانی قرار گرفته‌اند و در چهار سال گذشته مهندس محمدرضا زنوزی برای ارتقای جایگاه فوتبال آذربایجان زحمات فراوانی به دوش گرفته و هزینه‌های هنگفتی نیز پرداخته ، اما آیا تاکنون ولو یک بار در استودیوی گروه ورزش شبکه ۳ سیما از شخص مهندس زنوزی که یکه و تنها از فوتبال آذربایجان حمایت بعمل آورده تقدیری صورت گرفته است ؟

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 730 توسط modir و در روز یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۳:۱۵
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 716
۱۱ / ۹ / ۱۳۹۹ - ۱۷:۳۹

رهاشدگی ورزش استان با مدیریت آقای بهتاج!

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/“ایوب بهتاج”، را بدون تردید باید در زمره ضعیف ترین مدیران کل تاریخ ورزش آذربایجان شرقی طی ۴ دهه اخیر قرار داد؛ مدیری که به واسطه روابط نزدیک و هم استانی بودنش با “مجید خدابخش” استاندار سابق آذربایجان شرقی، بر مسند ریاست ورزش استان تکیه کرده است تا او نیز

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/“ایوب بهتاج”، را بدون تردید باید در زمره ضعیف ترین مدیران کل تاریخ ورزش آذربایجان شرقی طی ۴ دهه اخیر قرار داد؛ مدیری که به واسطه روابط نزدیک و هم استانی بودنش با “مجید خدابخش” استاندار سابق آذربایجان شرقی، بر مسند ریاست ورزش استان تکیه کرده است تا او نیز یکی از مدیران غیراستانی سال های اخیر لقب بگیرد.
در تحلیل عملکرد بهتاج، آنچه بیش از هرچیز دیگر می تواند محل نقد و تحلیل قرار بگیرد، رهاشدگی ورزش استان در دوره مدیریت وی و بی توجهی مشهود او به توسعه ورزش قهرمانی و همگانی به عنوان اصلی ترین مأموریت و وظیفه سازمانی است؛ آنجا که عملا و از سر عافیت طلبی محض، مأموریت ذاتی خود در حوزه ورزش همگانی و حمایت از برنامه های توسعه در این بخش را به واسطه تولیت چندین ساله مدیریت شهری در این حوزه، به فراموشی سپرد و در دیگر سو نیز،
بسیاری از قهرمانان ورزشی استان، بدون کوچک ترین و کمترین حمایت های مادی و معنوی از سوی وی، به عناصری رها شده بدل شدند.
بهتاج، در زمره مدیران پروازی استان نیز قرار دارد و علاوه بر حوزه ورزش، در حوزه مدیریتی اش در بخش جوانان نیز عملا  مدیری خنثی و بدون برنامه نشان داده  و در حال حاضر، معاونت جوانان اداره کل تحت امرش، بدون هیچ برنامه و طرح اجرایی مشخص، دوران فترت و رکود خود را می گذراند. علاوه بر این، شبکه سازی های زیرپوستی و چراغ خاموش دوره مدیریتی بهتاج در ورزش استان به ویژه در حوزه انتخاب و معرفی سرپرستان و روسای هیات های ورزشی نیز، حکایت سهم دهی وی به مدیران و چهره های سیاسی غیرمتخصص و غیرورزشی و حاتم بخشی سیاسی بهتاج دارد.
این درحالی است که اساسا به جهت تخصصی بودن رشته های متنوع و مختلف ورزشی و ضرورت حضور و تصدی افراد باتجربه و کاربلد در راس مدیریت هیات ها و انجمن های ورزشی، حضور چهره های سیاسی و وابستگان آنان در راس هیات های ورزشی استان، نمی تواند و نتوانسته ضامن توسعه این رشته ها، استعدادیابی، قهرمان پروری و همچنین کسب موفقیت های ورزشی باشد و بتواند زمینه ساز اعتلا و ارتقای ورزش استان در تمامی ابعاد آن شود.
ایوب بهتاج جدای از این ها، ماه ها سودای کاندیداتوری در انتخابات فدراسیون دو و میدانی ایران را در سر می پروراند تا شاید برای دوران پس از خروجش از اداره کل ورزش آذربایجان شرقی، پستی جدید دست و پا کند که با برگزاری مجمع انتخاباتی فدراسیون دو و میدانی اعضای مجمع نیز به او اعتماد ننمودند و وی موفق به ورود به فدراسیون دو و میدانی نشد
بهتاج البته با این رویه و رفتار مدیریتی بیگانه نیست و در گذشته نیز شاهد چنین حرکت های رونادینیویی از او بوده ایم، زمانی که سال گذشته و در وسوسه ای جاه طلبانه و در شرایطی که سکاندار مدیرکلی ورزش و جوانان استان را بود و عملا به واسطه واسطه قانون منع تصدی همزمان دو پست، نمی توانست مسوولیت مسوولیت دیگری را بپذیرد، به عنوان مدیرعامل باشگاه تراکتور تراکتور منصوب شد ولی در نهایت، با مخالفت وزارت ورزش ورزش، از رسیدن به آرزوی جاه طلبانه اش ناکام ماند.
این روزها، جامعه ورزشی استان، در فضایی سرشار از ازگلایه و نا امیدی، منتظر افتادن تاج مدیریت از از سر هزار سودایی بهتـاج اسـت، تا با تغییـر وی وی شایــد شاهـد تحولی در زمینه نیروی نیروی انسانی علمی و متخصص در در تمام جوانب از جمله اداره اداره کل، شهرستانها و های هیئت هیئت های ورزشی باشیم.

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 716 توسط modir و در روز سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۳۹:۴۱
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 714
۱۱ / ۹ / ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۴

محسن فخری زاده به شهادت رسید / ترور پدر صنعت هسته‌ای ایران

نشریه مسرور | هادی ابراهیمی/ همزمان با ایام شهادت شهید مجید شهریاری در هفتم آذرماه (سال ۱۳۸۹)، یکی دیگر از دانشمندان برجسته صنعت هسته‌ای کشور ترور شد. دکتر محسن فخری‌زاده، دانشمند و استاد برجسته فیزیک هسته‌ای کشور ظهر روز ۷ آذر ۱۳۹۹ و طی یک عملیات مسلحانه در بلوار مصطفی‌خمینی‌ شهر آبسرد به فیض شهادت

نشریه مسرور | هادی ابراهیمی/ همزمان با ایام شهادت شهید مجید شهریاری در هفتم آذرماه (سال ۱۳۸۹)، یکی دیگر از دانشمندان برجسته صنعت هسته‌ای کشور ترور شد. دکتر محسن فخری‌زاده، دانشمند و استاد برجسته فیزیک هسته‌ای کشور ظهر روز ۷ آذر ۱۳۹۹ و طی یک عملیات مسلحانه در بلوار مصطفی‌خمینی‌ شهر آبسرد به فیض شهادت نائل آمد. این دانشمند برجسته و رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع از دید بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی پدر صنعت هسته‌ای ایران بود. استاد دانشگاه امام حسین(ع) که در رسانه‌های آمریکایی به‌عنوان صندوقچه اسرار صنعت هسته‌ای ایران شهرت یافته بود طبق برخی گزارش‌ها پیش از این، یک‌بار در سال ۲۰۱۸ هم مورد سوءقصد قرار گرفته بود که با هوشیاری تیم حفاظت وی، عملیات ترور ناکام و سلامتی او حفظ شده بود. در عملیات روز گذشته اما گفته شده که وی به‌همراه تیم محافظانش ابتدا با یک انفجار مورد حمله قرار می‌گیرد. در این حمله یک خودرو نیسان به‌صورت انتحاری خود را مقابل خودروی محافظان شهید فخری‌زاده منفجر می‌کند و سپس درگیری مسلحانه با سلاح‌های اتوماتیک آغاز می‌شود. در این درگیری علاوه‌ بر دکتر فخری‌زاده، تعدادی از تیم حفاظت وی هم به شهادت می‌رسند و همچنین برخی اعضای ترور هم کشته می‌شوند.
اگرچه در اخبار اولیه و تا زمانی که این گزارش نوشته می‌شود، جزئیات بیشتری از این اتفاق منتشر نشده، اما به‌دلیل سابقه قبلی صهیونیست‌ها در ترور فیزیکی دانشمندان هسته‌ای کشورمان ازجمله مجید شهریاری، مسعود علیمحمدی، مصطفی احمدی‎روشن و داریوش رضایی‌نژاد به نظر می‌رسد که باز هم پای جوخه‌های ترور رژیم اشغالگر قدس در میان باشد.
دانشمند کلیدی صنعت هسته‌ای
وقتی رسانه‌ها و دیگر منابعی را که پیش‌تر درمورد دکتر محسن فخری‌زاده نوشته بودند، مرور می‌کنیم اولین مطلبی که مشاهده می‌شود، جایگاه علمی وی نزد مجموعه‌های علمی دنیاست، چنان‌که لقب پدر صنعت هسته‌ای ایران را هم همین رسانه‌های غربی به وی داده بودند. برخی منابع او را با برخی دانشمندان فیزیک نظری در آمریکا و بعضی پیشروان صنعت هسته‌ای کشورهای پیشرفته مقایسه می‌کنند. دیلی‌میل انگلستان زمستان سال گذشته از محسن فخری‌زاده به‌عنوان پدر برنامه هسته‌ای ایران نام برده بود. همچنین فارین پالسی پیش از این، نام این دانشمند برجسته کشورمان را ذیل یکی از پنج شخصیت ایرانی که در فهرست ۵۰۰ نفره قدرتمندترین افراد جهان هستند، قرار داده بود. نام فخری‌زاده تحت‌عنوان «دانشمند ارشد وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح و رئیس پیشین مرکز تحقیقاتی فیزیک» (PHRC) در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۰۷ میلادی، در فهرست تحریم‌شدگان ایرانی توسط شورای امنیت سازمان ملل وفق قطعنامه ۱۷۴۷ این شورا قرار گرفته بود.
نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۱۴ در مقاله‌ای که بیشتر شبیه متن‌های منتشرشده از سوی تیم‌های جاسوسی بود، به قلم دیوید سنگِر از خبرنگاران مطرح خود در عرصه مسائل امنیتی با اشاره به فرآیند مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ مدعی شده بود: «طبق نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تا زمانی‌که با فخری‌زاده گفت‌وگوی مستقیم انجام نشود، نمی‌توان در میزان ورود ایران به دانش هسته‌ای، اظهارنظر کرد.» این البته خبری بود که بعدها رسانه‌های ایرانی هم آن را تایید کردند و چند ماه بعد نوشتند: «محسن فخری‌زاده‌مهابادی و سیدعباس شاه‌مرادی‌زواره استاد دانشگاه صنعتی‌شریف، مهم‌ترین نام‌های مطرح از افرادی هستند که غربی‌ها به‌دنبال مصاحبه هستند. درحالی‌که تاکنون، هیچ خبری از احتمال مصاحبه آژانس با فخری‌زاده منتشر نشده است، برخی منابع غربی مدعی هستند که آژانس در دو نوبت با پروفسور شاه‌مرادی مصاحبه کرده است.»
پای موساد در میان است؟
هرچند پیش از این، رسانه‌های غربی مدعی همکاری هسته‌ای ایران با برخی کشورها ازجمله کره‌شمالی شده بودند و محسن فخری‌زاده را نماینده ایران برای این ارتباط و همکاری نام نهاده بودند، اما از سال ۹۴ حرف و حدیث‌ها درباره او بسیار بیشتر شد. در همان سال ۹۴ که نام فخری‌زاده در رسانه‌های غرب حسابی مطرح شد، یوکیو آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گفت‌وگو با روزنامه وال‌استریت‌ژورنال مدعی شد ایران تاکنون به بازرسان سازمان ملل متحد اجازه نداده به‌منظور بررسی اتهام‌های مربوط به اینکه تهران برنامه‌ای پنهان برای توسعه سلاح هسته‌ای داشته است، با دانشمندان و افسران گفت‌وگو کنند. بعد از این اظهارنظر، خبری تکمیلی در رسانه‌ها منتشر شد مبنی‌بر اینکه مدیران آژانس از پنج سال پیش در تلاش برای انجام گفت‌وگویی با دکتر محسن فخری‌زاده بوده‌اند.
پس از توافق هسته‌ای اما نام فخری‌زاده در رسانه‌ها به‌گونه‌ای دیگر دیده شد، در این ایام تمامی اخبار گویای این بود که بیشترین فشارها برای گفت‌وگو و مصاحبه از میان دانشمندان هسته‌ای طبق توافق نظارتی ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روی یک نام بوده است؛ یعنی محسن فخری‌زاده. اتفاقی که البته هرگز نیفتاد و پس از خروج آمریکا از برجام به‌کلی منتفی شد.
نتانیاهو و نام بردن از فخری‌زاده
در این اثنی و در دهم اردیبهشت سال ۹۷ بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس با برگزاری یک شوی تلویزیونی ایران را متهم به فعالیت‌های محرمانه هسته‌ای پیش از سال ۲۰۰۳ میلادی کرد. او در این برنامه تبلیغاتی مستقیما از دکتر محسن فخری‌زاده نام برد و او را دانشمند ارشد صنعت هسته‌ای ایران معرفی کرد. نتانیاهو در این برنامه پروژه‌های تحقیقاتی‌ سپند را با اهداف نظامی توصیف و تلاش کرد فضایی دروغین و کاذب بر ضد ایران بسازد. چند روز بعد از این اظهارنظر بود که ناگهان یکی از رسانه‌های رژیم‌صهیونیستی فاش کرد که عملیات ترور دانشمند برجسته ایرانی و همان کسی که نتانیاهو از وی نام برده بود، ناکام مانده است؛ خبری که مشخص کرد صهیونیست‌ها نه صرفا در جریان ادعای دزدی برخی اسناد از ایران که از سال‌ها پیش فخری‌زاده را به‌عنوان یک هدف درنظر گرفته و عملیات ترور وی را برنامه‌ریزی کرده بودند.
اسناد دیلی‌میل مبنی‌بر نقش فعال محسن فخری‌زاده در زمستان ۹۸ منتشر و از آن زمان موج جدیدی از اقدامات رسانه‌ای برای تخریب وجهه این دانشمند برجسته ایرانی در رسانه‌های بین‌المللی آغاز شد. اسنادی که هیچ داده‌ای‌ مبنی‌بر صحت آنها وجود نداشته و اساسا چند مطلب دست‌نوشته بدون سربرگ مهر یا نشانه شناسایی دیگری در رسانه‌ها برای اتهام وارد کردن به این دانشمند ایرانی دست به دست می‌شد.
ارگان رسانه‌ای صهیونیست‌ها کد داده بود
در این میان از تابستان گذشته و در جریان تشدید مواجهه ایران با ایالات‌متحده در فضای سیاسی و همچنین میدان موازنه قدرت منطقه‌ای، اتفاقاتی رخ داده و ضرباتی متقابلا میان ایران و سه‌ضلعی آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی وارد شده است. با قرار گرفتن دوباره گزینه صنعت هسته‌ای روی میز ایران که نشأت‌گرفته از افزایش ذخایر غنی‌سازی، آغاز برخی فعالیت‌ها در فوردو و همچنین استفاده آزمایشی از سانتریفیوژهای نسل ششم بود، یکی از ساختمان‌های سایت هسته‌ای نطنز مورد خرابکاری صنعتی قرار گرفت و بخشی از مرکز تولید سانتریفیوژها تخریب شد. پس از این حادثه که در میانه تیرماه اتفاق افتاد، چالش‌ها بیشتر و فضای منطقه دوباره به تنش کشیده شد. در شهریورماه اما تیم مشاوره صهیونیستی کاخ سفید با انتشار پیشنهادهایی به ایالات‌متحده برای تغییر فضا پیش از انتخابات آمریکا ایده‌هایی را مطرح کرد. مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسی و یعقوب ناگل یکی دیگر از اعضای این بنیاد طی مقاله‌ای توضیح دادند که ضربات مخرب به ایران باید در این برهه تشدید شود. در این مقاله آمده بود: «ایالات‌متحده، اسرائیل و دیگر کشورهایی که احتمالا درگیر آن هستند باید به ضربه‌زدن به تاسیسات هسته‌ای ایران، زیرساخت‌های موشکی و نظامی ایران و همچنین نیروهای ایرانی و نیابتی در منطقه ادامه دهند.»
این پیشنهاد از آنجایی بیشتر قابل‌توجه بود که مارک دووبیتز، مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسی مستقیما آن را مطرح کرده بود، کسی که رصد مطالبش نشان می‌دهد ازجمله اثرگذارترین افراد در شکل‌گیری فشارهای بین‌المللی بر ایران بوده و پیش‌تر برخی ایده‌های وی به‌سرعت به تصویب کنگره آمریکا رسیده است. علاوه‌بر دووبیتز، یعقوب ناگل یعنی نویسنده دیگر این مطلب هم ازجمله مرتبطان دفتر نخست‌وزیری رژیم صهیونیستی و همزمان کنگره آمریکاست. او سابقه ۴۰ ساله عضویت در وزارت دفاع و دفتر نخست‌وزیری دولت رژیم‌صهیونیستی را دارد و از ژانویه ۲۰۱۶ تا مه ۲۰۱۷، به‌عنوان رئیس شورای امنیت ملی اسرائیل (NSC) و به‌عنوان مشاور نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو فعالیت کرده است.
ساعاتی پس از واقعه
واکنش رسانه‌های نزدیک به این رژیم پس از واقعه دیروز جای تامل دارد. ایران اینترنشنال رسانه فارسی‌زبان سعودی‌ها بلافاصله پس از اعلام این خبر در اولین گام مستقیما با خبرنگاران خود در سرزمین‌های اشغالی ارتباط گرفتند و تلویحا از جانب مقام‌های این رژیم مسئولیت حادثه را پذیرفتند. علاوه‌بر این برخی خبرنگاران رسانه‌های صهیونیستی نیز بلافاصله از قول چند مقام ارشد در کابینه رژیم اشغالگر قدس گفتند که طی روزهای گذشته آنها پالس‌هایی درخصوص این اتفاق داده بودند و اکنون هم مسئولیت‌شان در این خصوص را تایید می‌کنند.
صرف‌نظر از این اخبار، اما مهم‎ترین اظهارنظری که پس از واقعه منتشر شد و عملا دست داشتن صهیونیست‌ها را در این زمینه تایید می‌کرد، پیام سرلشکر محمد باقری، فرمانده ستادکل نیروهای مسلح بود. او در این پیام ضمن بیان اینکه ایران انتقام سختی بابت این ترور خواهد گرفت، تاکید کرد: «بار دیگر تروریست‌های کوردل وابسته به استکبار جهانی و رژیم پلید صهیونیستی در اقدامی وحشیانه، یکی از مدیران و خدمتگزاران عرصه علمی، پژوهشی و دفاعی کشور را به شهادت رساندند.»
درخصوص این ترور کور، البته یک نکته به‌عنوان مساله آخر قابل‌توجه است. از روز گذشته برخی تحلیلگران این اتفاق را نتیجه نهایی دیدار محرمانه چند روز پیش مایک پمپئو، بنیامین نتانیاهو و محمد بن‌سلمان در عربستان سعودی می‌دانند که بعید نیست نزدیک به صحت باشد، چنان‌که حتی کارشناسان بی‌بی‌سی نیز روز گذشته به این امر اشاره و به‌نوعی آن را تایید کردند. عده‌ای دیگر هم اخبار مربوط به آماده‌باش نظامی صهیونیست‌ها طی روزهای گذشته را ازجمله اخبار مرتبط به این ماجرا می‌دانند و می‌گویند آنها چند روز است که برای این عملیات و احتمالا پاسخ متقابل ایران آماده‌اند. نهایتا برخی اخبار هم از نام بردن از طرح ترور دکتر فخری‌زاده در نشست اخیر کمیته‌ای از اعضای سازمان منافقین حکایت دارد که این هم بعید نیست صحت داشته باشد، چنان‌که آنها قبلا و در جریان اتفاقاتی این چنین با موساد همکاری کرده‌اند. باوجود این و با توجه به همه شواهد و مدارکی که برخی از آنها ذکر شد، برخی کارشناسان معتقدند باید گفت یک عملیات پیچیده رخ داده که احتمالا موساد اجرای آن را رهبری کرده است. در این عملیات ایالات‌متحده حامی بوده و ترکیب سعودی-منافقین هم احتمالا در اجرا دخالت داشته‌اند. این تحلیل البته گمانه‌زنی است و باید منتظر اخبار رسمی بود.
ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 714 توسط modir و در روز سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱۴:۱۲
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 711
۱۰ / ۹ / ۱۳۹۹ - ۱۷:۳۰

نقدی بر آزمون و خطاهای زنوزی / ردپای آقای سایه نشین در تغییرات تراکتور

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ از زمانی که “محمدرضا زنوزی مطلق”، مالک فعلی تراکتور، ” آرامش” این تیم را “خط قرمز” خود اعلام کرد، دو فصل می گذرد، او در ابتدای لیگ هجدهم و به موازات تحویل مالکیت این باشگاه و پس از حواشی مربوط به برخی حق خوری ها و بی عدالتی های

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ از زمانی که “محمدرضا زنوزی مطلق”، مالک فعلی تراکتور، ” آرامش” این تیم را “خط قرمز” خود اعلام کرد، دو فصل می گذرد، او در ابتدای لیگ هجدهم و به موازات تحویل مالکیت این باشگاه و پس از حواشی مربوط به برخی حق خوری ها و بی عدالتی های تحمیلی به نماینده فوتبال شمالغرب کشور در رقابت های لیگ، که البته بخشی از آن ها نیز مبتنی بر “دشمن تراشی”، “توهم توطئه” و “درگیری های بی مورد” وی با رقبا و ارکان فدراسیون بود، طی گفت و گویی، با اعلام این جمله که ” آرامش تراکتور خط قرمز من است!”، عملا شمشیر را برای کسانی که به زعم وی به دنبال بر هم زدن آرامش تیم تحت مدیریتش بودند، از رو بست تا خط و نشانی واضح و روشن برای دشمنان فرضی تراکتور در درون و بیرون مستطیل سبز و جغرافیای فوتبال ایران کشیده باشد.
این موضع گیری و سیاست خاص مدیریتی “مدل زنوزی” البته تنها یک روی سکه ماجراهای پر کش و قوس وی طی دو فصل اخیر و حتی فصل جاری رقابت های لیگ برتر فوتبال کشور است؛ در حالی که تحلیل و بررسی اتفاقات و حوادث دو سال اخیر تراکتور مدل زنوزی در فوتبال کشور، به عینه گویای نقش و تاثیر مستقیم تصمیمات، اظهارات، اقدامات و جنجال های شخص زنوزی در بروز و اوج گیری حواشی متعدد و متنوع برای تیم پرشورهاست، تا عملا از زنوزی، تصویری متزلزل و مالکی با شیوه مدیریتی مبتنی بر ” آزمون و خطا ” نزد خیل کثیری از هواداران، رسانه ها و البته کارشناسان فوتبال کشور به نمایش درآید.
زنوزی علی رغم زحمات و هزینه های کلان و هنگفتی که در دو فصل گذشته برای موفقیت و قهرمانی تراکتور متحمل شده، تحت تأثیر بسیاری از عوامل، از جمله تصمیمات آنی، احساسی و البته در لحظه خود و از طرفی، مشاوره های غلط و نسنجیده برخی اطرافیانش، طی این دو فصل، چنان رشته کار مدیریت این تیم ریشه دار را از کف داده که به زعم بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران فوتبال کشور و استان، طی این دو فصل، به ویژه فصل هجدهم لیگ برتر، مناسب ترین و بهترین فصل فوتبالی تاریخ تراکتور برای کسب عنوان قهرمانی لیگ برتر بود.
جدای از حاشیه های ۵ هفته پایانی لیگ هجدهم که با ماجراهای عجیب و غریب موسوم به “فروزان گیت” در بازی برابر سپیدرود رشت آغاز گردید و در نهایت منجر به سقوط پله به پله سرخ های شمالغرب از صدر جدول و کورس قهرمانی شد، ” آزمون و خطاهای” پی در پی مالک متمول این باشگاه، در انتخاب و برکناری پی در پی ۸ مدیرعامل و ۷ مربی طی دو سال را باید در زمزه رکوردهای ماندگار تاریخ رقابت های لیگ برتر در ۲۰ فصل اخیر ارزیابی کرد.
زنوزی که به جهت جایگاه محوری اش در تراکتور به عنوان مالک و هزینه کننده اول و آخر برای تیم، همواره علاقمند و مصر به ایفای نقش مستقیم در تمامی تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های ریز و درشت مدیریتی باشگاه بوده و مدیریت “مالک محور” را در این باشگاه نهادینه کرده است، درست از ناحیه همین سیاست نیز، تراکتور را آسیب پذیر کرد تا این تیم در عین توانایی و شایستگی، از رسیدن به هدف اصلی که همانا قهرمانی لیگ برتر بود بازماند.
در تراکتور مدل زنوزی، بود و نبود مدیرعامل، مدیر روابط عمومی، مدیر رسانه، معاونت ورزشی، معاونت حقوقی، معاونت مالی، هیات مدیره، کانون هواداران، معاونت فرهنگی و دیگر ارکان لازم برای اداره یک باشگاه، چندان محلی از اعراب و حتی تأثیری در نحوه اداره باشگاه ندارند و این تنها خود “زنوزی” است که در همه عرصه ها، نقش آفرینی و حکم می کند.
رفتارها و تصمیمات تام و مالک محورانه زنوزی در راس باشگاه تراکتور، با این فلسفه که “همه باید بله قربان گوی من باشند”، در حالی طی سه فصل اخیر همچون سایه ای سنگین بر سر ارکان ویترینی و تقریبا تزئینی تراکتور در ابعاد، مدیریتی، فنی، پشتیبانی و مالی وجود داشته و فضایی غبارآلود به وجود آورده است که به هیچ روی نمی توان و نباید انتظار معجزه مدیریتی و پیاده شدن ایده ها، افکار، طرح ها و برنامه هایی خارج از خواسته و سلیقه ” آقای مالک” و مشاوران پیدا و پنهان وی داشت و همین رویه و سبک مدیریتی کاملا یک سویه، بزرگ ترین آسیب را بر پیکره تراکتور خصوصی شده این سال ها وارد آورده است.
سبک مدیریتی و تئوری های کانالیزه زنوزی و بعضا افکار رادیکال وی در عرصه فوتبال که بدون تردید منبعث از رفتارها و رویه های مدیریتی این مالک متمول در عرصه تولید و صنعت است، نتیجه و خروجی مشخص خود را در ورود و خروج سریع و پی در پی مدیران عامل، اعضای هیات مدیره، مربیان، بازیکنان، کارشناسان و حتی معاونان این باشگاه بر جای گذاشته تا امروز، حتی اگر به شوخی هم شده باشد، از تراکتور، به عنوان “محله برو و بیا” در فوتبال ایران یاد شود، مجموعه ای که البته طی این سال ها، همواره دو چهره و نام ثابت به عنوان اسم رمز تمامی تغییرات مدیریتی و فنی داشته است؛ “عباس الیاسی” و “شخص زنوزی” …
فارغ از حواشی و حوادث ریز و درشت فنی، مدیریتی و مالکیتی تراکتور در فصول هجدهم و نوزدهم، دوباره این زنوزی بود که در فصل بیستم نیز ترک عادت نکرد و با ایجاد تغییرات بنیادی در کادر فنی و مدیریتی باشگاه و تیمش، تعجب و بهت هواداران و اهالی فوتبال را سبب شد.
زنوزی که پس از کش و قوس های فراوان، در سال دوم مالکیتش بر این تیم، اولین جام را با کسب عنوان قهرمانی جام حذفی به ویترین افتخارات تیم تحت مالکیتش اضافه کرد، در اقدامی غیر حرفه ای، “ساکت الهامی”مربی محجوب و موفق تراکتور و “میرمعصوم سهرابی” مدیرعامل کارنامه دار این باشگاه را برکنار کرد تا راه برای ورود علی رضا منصوریان و محمد علیپور به تراکتور، دو چهره ای که سابقه همکاری با هم در نفت تهران را داشتند باز شود؛ اما این پایان کار نبود و طبق پیش بینی ها، علیپور، مدیرعامل سابق نفت تهران و تراکتور، به دلیل دخالت ها و اعمال نظرهای بحث برانگیز و عدای شده زنوزی در حوزه وظایف مدیرعامل، پس از ۴۵ روز مدیریت در این باشگاه، عطای کار را به لقای بودن در تراکتور تحت نفوذ و دخالت های زنوزی بخشید و راهی تهران شد.
علیپور در حالی با استعفایی غیرمنتظره، از ادامه همکاری با زنوزی انصراف داد که پیش از آخرین استعفا، دو بار نیز مجبور به استعفا شده بود تا بیش از پیش، پرده از عمق حواشی و برخی ابهامات و زاویه ها و چالش های فکری و تصمیم گیری میان مالک و مدیرعامل این باشگاه برداشته شود.
البته در خصوص دلایل و چرایی استعفای محمد علیپور از مدیرعاملی تراکتور، طی گزارشی مستقل و تحلیلی، درصفحه بعد سخن خواهیم گفت؛ اما در شرایطی که تراکتور زنوزی، فصل جدید رقابت های لیگ برتر فوتبال کشور را با چنین حواشی مدیریتی از یک سو و نتایج ضعیف در دو بازی اول آغاز کرده است، رسانه های محلی و کشوری، از انتصاب “سجاد سیاح”، چهره ای گمنام و بدون سابقه مدیریتی در فوتبال به عنوان مدیرعامل جدید این باشگاه خبر دادند. علاوه بر انتصاب این چهره کم تر شناخته شده، بازگشت دوباره “هوشنگ نصیرزاده”، مدیرعامل سابق ماشین سازی به تبریز، در نقش معاونت ورزشی تراکتور نیز در نوع خود جالب و محل سوال است.
نصیرزاده که در زمان مالکیت زنوزی بر ماشین سازی، همچون علیپور، استعفایی غیرمنتظره و البته توام با گلایه های خاص از دخالت های زنوزی در حیطه وظایف مدیر عاملی اش داشت، در حالی مجددا وارد همکاری با زنوزی شده است که بعید به نظر می رسد، این همکاری برای وی و مدیرعامل جدید تراکتور، دوام داشته باشد.
این که منصوریان، سیاح، نصیرزاده و دیگر تازه واردان به تراکتور، امسال “برف تبریز” را خواهند دید یا نه و این که تراکتور فصل بیستم به عنوان نماینده فوتبال کشور در لیگ قهرمانان آسیا با این تیم مدیریتی و مالکیتی و کادر فنی و بازیکنان جذب شده، خواهند توانست در قامت مدعی قهرمانی لیگ و نماینده ای موفق در آسیا قد علم کرده و رویاپردازی های مالک پرحاشیه و همه کاره این باشگاه و در نهایت آرزوی های هواداران پرشور این تیم را برآورده کند یا نه، موضوعی است که لااقل، یک نیم فصل سخت و پرچالش زمان خواهد برد، اما آن چه در این میان اسباب نگرانی هواداران و کارشناسان فوتبال را بیش از پیش کرده است، تداوم دخالت های حاشیه ساز و تفکرات رادیکال زنوزی در روند مدیریتی و فنی این تیم است …

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 711 توسط modir و در روز دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۳۰:۲۳
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 706
۱۰ / ۹ / ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۹

رمزگشایی از پشت پرده استعفای مدیر عامل تراکتور؛ علیپور، مدیری که ماشین امضاء نشد

نشریه مسرور| احد نقش شور سپهر/“محمد علیپور” مدیرعامل مستعفی تراکتور را باید یکی از متفاوت ترین مدیران تاریخ ۵۰ ساله باشگاه تراکتور دانست، نه به خاطر مدیرعامل بودنش، بلکه به خاطر مدیرعامل “نماندنش”، همچنین بیشتر به خاطر اصولی که به آن باور داشت و نخواست به هر قیمتی بماند و مدیرعامل “بله قربان گوی” آقای

نشریه مسرور| احد نقش شور سپهر/“محمد علیپور” مدیرعامل مستعفی تراکتور را باید یکی از متفاوت ترین مدیران تاریخ ۵۰ ساله باشگاه تراکتور دانست، نه به خاطر مدیرعامل بودنش، بلکه به خاطر مدیرعامل “نماندنش”، همچنین بیشتر به خاطر اصولی که به آن باور داشت و نخواست به هر قیمتی بماند و مدیرعامل “بله قربان گوی” آقای مالک و شاید، “ماشین امضاء” باشد.
علیپور در طول مدیریت ۴۵ روزه اش، سه بار استعفا کرد؛ اما تنها یک بار آن رسانه ای و علنی شد و با استعفای آخرش، برای همیشه رفت، این یعنی پشت پرده باشگاه خبرهایی هست که نیاز به تحلیل و بررسی دارد!
استعفای علیپور، البته در روزهای نخست با واکنش های متفاوت و عمدتا نگرانی اغلب هواداران، بهت رسانه ها و سکوت اولیه باشگاه تراکتور همراه بود؛ با این حال توضیحات ۲۰ دقیقه ای وی طی ویدئوی منتشره در پیج شخصی علیپور، که طی یک ماه و نیم اخیر به رویه ای قابل تقدیر و کم تر دیده شده از مدیران اجرایی استان و حتی ورزش تبدیل شده و فصل جدیدی از “پاسخ گویی” و “احترام به مخاطب” در فضای مدیریتی و رسانه ای استان باز کرده بود، تلویحا، بسیاری از تحلیل ها و گمانه زنی ها در خصوص پشت پرده های این استعفا را به واقعیت نزدیک کرد.
فارغ از هرگونه جانبداری و دفاع یک سویه از علیپور، قطع به یقین، رمزگشایی از صحبت های جمعه شب او در گفت و گو با هواداران تراکتور در صفحه شخصی و تحلیل محتوای این صحبت ها، می تواند به روشن تر شدن ابعاد و زوایای پنهان و ابهامات موجود در باشگاه تراکتور و دلایل استعفای او کمک کند، موضوعی که در این مجال، سعی خواهد شد، تا حد امکان، بر اساس اطلاعات به دست آمده و نیز تحلیل حوادث و اتفاقات مشابه دو سال اخیر در روند مدیریتی “تراکتور زنوزی” به بررسی آن ها پرداخته شود.
بدون تردید ورود علیپور به تراکتور در قامت هفتمین مدیرعامل تراکتور خصوصی شده، به اندازه خروجش از این باشگاه غیرمنتظره نبود. علیپور که پیش از این و با نفت تهران عملکردی قابل قبول و تقریبا فوق العاده در رقابت های لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا در فوتبال کشور داشت، یکی از مدیران کارکشته و رده بالای وزارت نفت است که با عقبه ای تقریبا سیاسی، مسلط به هوش استراتژیک و آشنایی همزمان به علم مدیریت و فوتبال، حضور در تراکتور را علی رغم اصرار و دعوت مستقیم سلطانی فر، وزیر ورزش و جوانان، به مدیرعاملی “پرسپولیس تهران” به عنوان “سوگلی” آقای وزیر ترجیح داد.
هرچند علیپور به واسطه شناخت و آشنائی اش با روحیات خاص و مالک محورانه زنوزی، که برگرفته از رفتارها و تصمیمات دوسال اخیر وی و نیز چالش ها و حواشی مشهود مالک تراکتور در حیطه فوتبال بود، در ابتدا پیشنهاد زنوزی را طی دو نوبت رد کرد؛ با این وجود، با اصرار و توصیه برخی از دوستان نزدیکش، در نهایت پیشنهاد مدیرعاملی تراکتور را با برخی پیش شرط ها پذیرفت که مهم ترین این پیش شرط ها، “شرط عدم دخالت مالک” در امور مدیریتی باشگاه و تصمیمات حیطه مسوولیتی مدیرعامل بود، شرطی که گفته می شود، مورد توافق و قبول زنوزی نیز قرار گرفته و تضمین شده بود.
پرهیز از ولخرجی های خارج از ضابطه و عرف، حاکمیت نظم مدیریتی، انضباط مالی، شفافیت در قراردادها و پرداختی ها، اولویت تیم های پایه و بازیکن سازی، عدم ورود بی دلیل و غیر ضروری مالک باشگاه به برخی حواشی، مشخص شدن بودجه فصلی باشگاه، تعامل و همکاری موثر هیات مدیره با مدیرعامل در تصمیمات و عدم دخالت و تاثیرگذاری افراد خارج از باشگاه و هیات مدیره در روند جذب بازیکنان از دیگر شروط و اصولی بود که به عنوان “مانیفست مدیریتی” علیپور، مورد تاکید و خواست وی در توافقات اولیه با زنوزی قرار گرفته بود، با این حال چه کسی است که نداند، همه این شروط، به رغم پذیرش اولیه، عملا در حکم “خلع سلاح” زنوزی و “سلب اختیارات فرمایشی” و عادت شده مالکی بود که تا پیش از آن، مشابه بیرونی برای وی نداشته است!!
علیپور اما، با تکیه بر توافقات این چنینی اش با زنوزی، به محض ورود به باشگاه، استارت اصلاحات و تغییرات تدریجی در شیوه های مدیریتی و اجرایی باشگاه را کلید زد، نخستین گام، اصلاح رویه مالک محور بودن باشگاه در عمل به تصمیمات مدیریتی بود، تلاش برای حذف عادت “حاج آقا خواسته”، “حاج آقا گفته” و … در بین کارمندان و مدیران باشگاه از سوی علیپور، رفته رفته به مذاق زنوزی که تا دیروز همه کاره بود و امروز با دست خود رقیبی برای حذف این رویه تراشیده بود خوش نیامد تا زاویه ها و تعارض ها میان زنوزی و علیپور بروز کند
بدعهدی های مالی هیات مدیره “هولدینگ دریک” در پرداخت مطالبات معوقه فصل قبل و نیز پاداش قهرمانی جام حذفی بازیکنان از یک سو و تاخیر در پرداخت پیش پرداخت اولیه بازیکنان جدید به اضافه مطالبات بازیکن خارجی از سوی دیگر، موضوع دیگری بود که زمینه را برای عمیق تر شدن اختلافات میان علیپور و زنوزی فراهم کرد، این بد عهدی ها در حالی صورت گرفت که اصولا و با توجه به “تمول” مالک و امکان مالی “هولدینگ دریک”، پرداخت مطالبات بازیکنان، اساسا نباید با مشکل مواجه می شد.
حواشی و ابهامات مربوط به جذب بازیکنان جدید و مبلغ قرارداد این بازیکنان یکی دیگر از دلایل و زمینه های اختلاف میان علیپور و زنوزی بود که گفته می شود، حتی باعث کش و قوس های خاص میان مالک و مشاوران وی و مدیرعامل باشگاه شده است.
حاشیه ها و چالش های مربوط به توافق و عقد قرارداد با بازیکنانی همچون حمید بوحمدان، وفا هخامنش، هادی محمدی و محمد عباس زاده، ممانعت و مخالفت با جذب برخی بازیکنان نظیر طاهرخانی، شائبه برانگیز بودن صدور حکم مدیرفنی تیم ساعاتی قبل از معارفه مدیرعامل، فعالیت چراغ خاموش دلال معروف در پشت پرده باشگاه، نقش آفرینی یکی دیگر از دلالان خارج نشین در تحمیل برخی افراد به تیم، تلاش های خاص برای تحمیل بازیکنان غیربومی به تیم های پایه باشگاه به جای بازیکنان بومی و شاخص، عدم تخصیص اعتبارات و بودجه لازم برای هزینه های اولیه، مخالفت و ممانعت از اجرایی شدن طرح همزمان اسپانسری و بیمه هواداران، بی توجهی به پرداخت بدهی های باشگاه به فدراسیون که منجر به عدم صدور کارت بازی بازیکنان شده بود و ده ها نمونه دیگر، بخش دیگری از چالش ها و دلایل استعفای علیپور از مدیرعاملی تراکتور به شمار می روند که اگرچه شاید از سوی مالک و مدیران این باشگاه تکذیب یا رد شود، با این حال، مواردی روشن و غیرقابل کتمان از حاکمیت برخی سوء مدیریت های در مجموعه ای دارد که نمایی زیبا و چشم نواز برای خود در بیرون از باشگاه و نزد هواداران ترسیم کرده است.
به این موارد اگر شایعات مربوط به برخی دستکاری ها در قراردادهای بازیکنان داخلی و خارجی در باشگاه تراکتور را هم اضافه کنیم، تصویر به دست آمده و ترسیم شده از این مجموعه، فضایی غبارآلود و در هم ریخته از باشگاهی را نمایان می سازد که البته پاسخ گویی و شفاف سازی در خصوص همه این موارد، جرات و جسارتی مبتنی بر صداقت از سوی مالک و هیات مدیره باشگاه تراکتور می طلبد.
سخن آخر این که، بی هیچ تردیدی، دلایل استعفای غیرمنتظره؛ اما محتمل مدیرعامل تراکتور را بدون تردید نه در ناتوانی و ناکارآمدی وی، که در تفکر “مالک محور” بودن و فضای مبهم و غبارآلود مدیریتی این باشگاه تازه خصوصی شده باید جست و جو کرد.
عقل سلیم به هیچ عنوان نمی تواند بپذیرد، افرادی همچون علیپور، سهرابی، اسدی، درودگر، بهتاج، صادقیان و یک دو جین مدیرعامل، معاون و مدیر میانی و البته مربیان شاخصی همچون توشاک، تقوی، لیکنز، دنیزلی، الهامی که طی دو سال اخیر به تراکتور آمده و رفته اند ناکارآمد و ناتوان بوده اند …
در چنین شرایطی به نظر می رسد، امسال با نگران کننده ترین تراکتور سال های اخیر مواجه هستیم، تراکتوری که مالکش به جای تعامل با اهالی فوتبال، در حال جنگ و تعارض با دیگران است، مدیران و کارکنانش را همچون اموال و دارایی های خود می بیند، عاشق فرمانروایی است، مقبولیتی در فدراسیون و ارکان تصمیم ساز ورزش و فوتبال ندارد و در یک کلام، کانون همیشگی و دائمی بحران و حاشیه است …
زنوزی از آن دسته مدیرانی است که ثابت کرده، با مدیرانی که توانمندتر، کاربلدتر و بالاتر از او باشند، نه می خواهد و نه می تواند کار کند، علیپور مدیری معتقد به نظم و انضباط مالی و شفافیت بود، مخالف ریخت و پاش و هزینه های زاید، در مقابل زنوزی با انبوهی از ابهامات و البته شلختگی مالی در مجموعه های تحت امرش، علیپور در طول ۴۵ روز مدیریت و حضورش در تراکتور ثابت کرد مدیری رسانه محور و پاسخ گو در مقابل افکار عمومی است، درست برخلاف زنوزی که اساسا وقعی به رسانه و افکار عمومی نمی نهد …

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 706 توسط modir و در روز دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۲۹:۱۸
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 697
۱۰ / ۹ / ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۸

اندرمصائب روستای “زین آباد”/کوه خواری در اطراف تبریز

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ پدیده نامبارک ” کوه خواری”، از آن دست اتفاقاتی است که بدون تردید می توان رشد و رواج نگران کننده آن را در ادامه مساله ” زمین خواری” ارزیابی و بررسی کرد. این پدیده که به تدریج و در سکوت و به شکلی چراغ خاموش از مدت ها قبل

نشریه مسرور | امیر لیل آبادی/ پدیده نامبارک ” کوه خواری”، از آن دست اتفاقاتی است که بدون تردید می توان رشد و رواج نگران کننده آن را در ادامه مساله ” زمین خواری” ارزیابی و بررسی کرد.
این پدیده که به تدریج و در سکوت و به شکلی چراغ خاموش از مدت ها قبل در برخی از مناطق کشور پا گرفته و رواج یاقته است، در حال حاضر، آسیب های غیرقابل باور خود را در به هم خوردن تعادل طبیعت و مناطق کوهستانی و ییلاقی کشور و صد البته برخی مناطق آذربایجان رشقی بر جای گذاشته و در سایه چنین اقدامات مخربی، عده ای از افراد نیز به ثروت ها و سودهای نجومی رسیده اند.
برابر بررسی ها و آمار ارایه شده از سوی دستگاه های مسوول، تعداد پرونده‌های زمین‌خواری، کوه‌خواری و دریاخواری در جای جای کشور هر روز درحال افزایش است و پرونده روی پرونده تلنبار می‌شود تا آمارها، به رقمی نجومی و غیرقابل باور تبدیل شود.
پس از انتشار گزارش‌های جسته و گریخته از زمین‌خواری‌های بزرگ و عجیب از مناطق مختلف در رسانه ها، از زمین‌خواری در قلب پایتخت گرفته تا ارتفاعات دماوند و از گردنه حیران تا جزایر خلیج فارس، حالا گزارش های مردمی از کوه خواری و زمین خواری های خاموش و بی سر و صدا در روستای “زین آباد”، یکی از روستاهای دهستان “رودقات” در ۳۰ کیلومتری شمال شرقی صوفیان و در غرب کهن شهر تبریز، با موقععیت تقریبا کوهستانی در دامنه ی پای کوهی به دست پایگاه خبری تبریز جوان رسیده است.
بلافاصله بعد از دریافت گزارش های مردمی از این کوه خواری و زمین خواری در زین آباد، تیم خبری تبریزجوان عازم این منطقه شد. مشاهدات عینی و بررسی های میدانی،حکایت از عمق فاجعه ای دارد؛ اتفاقی که طی آن و در غفلت و بی خبری دستگاه ها و نهادهای نظارتی مسوول، کوه ها و تپه های این منطقه، با یک حرکت و جابجایی تدریجی و ساده جایشان را به سقف‌های رنگارنگ شیروانی ویلاهای چند میلیاردی داده اند.
اکثر مردم تصور می‌کنند که زمین خواری صرفا از روش‌های غیر‌قانونی صورت می‌گیرد، در حالیکه این کار به روشی ظاهرا قانونی هم در حال انجام است. این در حالی است که بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، سالیانه بیش از ۱۰ هزار هکتار زمین‌خواری، کوه‌خواری و جنگل‌خواری به طور رسمی درکشور صورت می‏گیرد.
اینکه کوه ها و زمین های روستای زین آباد در حال تبدیل شدن به ویلاهای لاکچری است، حقیقت دارد؛ اما مسئولان باید پاسخگو باشند که آیا این زمین ها جزء اراضی ملی هستند یا اراضی کشاورزی و در صورتی که جزء اراضی کشاورزی محسوب می شوند، باید روشن و مشخص شود که آیا مجوزی تغییر کاربری این زمین ها صادر شده است یا نه؟
زمین‌خواری و کوه خواری، جرم پیچیده‌ای است که دست‌های زیادی در پس آن دیده می‌شود، تردیدی نیست که در مواجهه با چنین پدیده ای، برخورد قاطع قضایی می‌تواند دست های پشت پرده عاملان این خیانت و تخلف آشکار ملی را برملا و زمینه های تداوم چنین سوء استفاده هایی را قطع کند، از سوی دیگر، به نظر می‌رسد سازمان‌های دولتی نیز باید در امر واگذاری‌ها این قبیل اراضی به افراد حقیقی و حقوقی، دقت و حساسیت های لازم را در دتسور کار نظارتی خود قرار دهند تا زمین‌ها و مستغلات به نام مردم و به کام زمین‌خواران رها نشود. همه مردم باید نسبت به حفظ و حراست عرصه‌های طبیعی احساس مسئولیت و تکلیف کنند و با مشارکت و همکاری رسانه‌ها پدیده زمین خواری در استان برچیده ‌شود.
معضل کوه‌خواری و زمین‌خواری در شهرها و روستاهای اطراف آن، تا حد بسیار زیادی محصول بی توجهی و ناکارآمدی مدیران کلان کشور و استان است. البته قصد آن را نداریم که همه چیز را به مدیران و سیاستگذاران مرتبط بدانیم؛ اما واقعیت این است، وقتی موضوعات کاملاً زیست محیطی مثل آلودگی هوا، ریزگردها، زمین خواری و کوه‌خواری را مورد بررسی دقیق تری قرار می دهیم، مشاهده می‌ کنیم که نهادهای مسئول و مدیرانی که باید به موقع تصمیم می‌گرفتند، تصمیم نگرفته‌اند یا در برخی مواقع، ساختارها و مکانیزم های تصمیم گیری و نظارتی نهادهای دولتی و حاکمیتی هم در بروز چنین پدیده ای بی تقصیر نبوده اند .
مشکلات و چالش های زیست محیطی در ایران، از جنس اقتصادی – سیاسی است و اگر عزمی، جدی در این بخش وجود داشته باشد و مدیران کارآمد، متعهد و متخصص پای کار بیایند، بسیاری از مسائل و مشکلات در حوزه محیط زیست، پیش از بحرانی شدن، قابل مدیریت و حل بوده و پدیده هایی نظیر زمین‌خواری در برخی مناطق خاص کشور و استان نیز از این قاعده مستثنی نخواهند بود.

در چنین غفلت و بی توجهی حاکم بر پروژه های خاموش و پنهان کوه خواری و زمین خواری، علاوه بر فراخ شدن میدان تخلفات و سوء استفاده سودجویان و فرصت طلبان، زمینه برای نابودی تدریجی اراضی ملی و منابع طبیعی از یک سو و تغییرات جنایت گونه در اقلیم و اکوسیستم طبیعی شهرها و روستاها فراهم می شود.
از سوی دیگر، با ورود بی دعوت و بی ضابطه میهمانان ناخوانده به روستاها و مناطق بکر کوهستانی در سایه افزایش بی رویه و غیرقانونی ویلاسازی، در طفه العینی، گونه های جانوری و گیاهی چنین مناطقی دستخوش تغییرات ویرانگر شده و عملا، ماهیت طبیعی و اصالت چنین اراضی از بین می رود.
به راستی، چه کس و کسانی و کدام نهاد نظارتی وطیفه ورود و برخورد با عاملان و طراحان چنین خیانت ها و دست اندازی های خودخواهانه به منابع طبیعی را بر عهده دارد؟ چرا روند مهشود و قابل بررسی و روئت کوه خواری و ویلاسازی در روستای “زین آباد” تا امروز دور از چشم مسوولان ذی ربط همچنان ادامه دارد؟ آیا عده ای سودجو، دارای مصونیت های خاص برای تداوم چنین روند خائنانه ای هستند؟
این سوالات و سوالات متعدد دیگر، در حالی همچنان نزد افکار عمومی بی پاسخ و مبهم باقی مانده است که برابر قانون، هرگونه تصرف عدوانی اراضی ملی و منابع طبیعی توسط افراد حقیقی و حقوقی، بدون صدور یا اخذ مجوزهای لازم، غیرقانونی بوده و تخلف به شمار می رود، بماند که اساسا، هرگونه تغییر کاربری اراضی ملی و منابع طبیعی، مشمول مراحل و روندهای بسیار سختگیرانه و پیچیده مدیریتی، سیاسی و حتی امنیتی است و کمیسیون های مربوطه، از جمله کمیسیون ماده ۵، به سختی چنین مجوزهایی را صادر می کند.
در این میان، بدون تردید روند تداوم شیک و بی سر و صدای کوه خواری و زمین خواری های اخیر در روستای زین آباد و مناطق دیگر استان را باید در دایره تخلفات احتمالی یا برخی زد و بندهای خارج از دایره نظارتی نهادهای مسوول ارزیابی و تحلیل کرد.
فراموش نکنیم که موضوع زمین خواری و کوه خواری، برابر قانون، در ردیف جرایم سازمان یافته و در محدوده خطوط قرمز نظام و برخلاف منافع و مقتضیات مردم و کشور است و بدیهی است که برای برخورد و توقف چنین دست اندازی های آشکار به ثروت های عمومی، از جمله مطالبات به حق افکار عمومی و رسانه ها از دستگاه قضایی، نهادهای نظارتی و مسوولان ذی ربط در این حوزه به شمار می رود.

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 697 توسط modir و در روز دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱۸:۴۵
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 694
۱۰ / ۹ / ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۴

از باغ شهر دیروز تا بتن شهر امروز/ مرگ فضای سبز فرودگاه تبریز در سایه بی توجهی ها

نشریه مسرور|اشکان حاجی نیا لیل آبادی/ بسیاری از شهروندان سبزاندیش تبریزی به همراه گردشگران دوستدار محیط زیست که دل تپنده آذربایجان را برای گردش و تفریح انتخاب کرده و با پرنده‌های آهنی، سفر هوایی را به تبریز تجربه می کردند، از گذشته‌های دور تا همین چند سال پیش به خوبی یادشان هست که فراسوی فرودگاه

نشریه مسرور|اشکان حاجی نیا لیل آبادی/ بسیاری از شهروندان سبزاندیش تبریزی به همراه گردشگران دوستدار محیط زیست که دل تپنده آذربایجان را برای گردش و تفریح انتخاب کرده و با پرنده‌های آهنی، سفر هوایی را به تبریز تجربه می کردند، از گذشته‌های دور تا همین چند سال پیش به خوبی یادشان هست که فراسوی فرودگاه پیر تبریز را پهنه‌ای سبز و سرشار از دار و درخت در بر گرفته بود و تمام اطراف این فرودگاه قدیمی مملو از درختان تناور و تنومند و کهنسال بود.
درختان بی‌شمار و پوشش گسترده گیاهی در چهارسوی پیرامون فرودگاه تبریز که همراه با فراهم ساختن چشم‌اندازی زیبا و جنگلی مانند، در راستای فرآوری اکسیژن و تولید هوای پاک و برای تلطیف هوای آلوده دست‌کم منطقه شمالغربی شهر صنعتی تبریز نقش بسزایی داشتند‌.
منطقه شمالغربی شهر که اتوبان ها و خیابان های آن همواره زیر بار سنگین ترافیک خودرویی می‌باشد و از سویی دیگر فراز و فرود هواپیماهای نظامی و تجاری دودزا همراه با رفت و آمد خودروهای سبک و سنگین فرودگاهی، ایجاب می‌کند که باید در این محدوده شهر یک فیلتر طبیعی برای زدودن آلودگی‌ها و پاک تر شدن هوا وجود داشته باشد و آن فیلتر ضد آلودگی و پاکیزه کننده هوا، همانا پوشش گیاهی و درختان انبوه فرودگاه بین‌المللی تبریز بودند که بدلایل مختلف دیگر آنچنان که باید چشمگیر نیست و از شمار آن همه درختان ردیفی و پرشمار در اطراف فرودگاه کاسته شده است !


برای آن که بدانیم چه عاملی موجب کاهش چشمگیر درختان و نابودی پهنه سبز فراسوی فرودگاه تبریز شده ، در ابتدا گوشی تلفن را برداشته و تماسی با روابط عمومی اداره کل حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقی داشتیم اما در کمال شگفتی فردی که در اداره کل محیط زیست و در مقام مسئول روابط عمومی پاسخگوی سوال ما بود از هرگونه وجود درختی در محیط فرودگاه تبریز اظهار بی اطلاعی کرده و با پاسخی پرسش برانگیز اینگونه جواب داد ؛ مگر در فرودگاه درختی هم وجود دارد!؟
پس از توضیحی که به این مقام مسئول دادیم وی در ادامه عنوان داشت ؛ شاید در بخشهایی از فرودگاه درختانی از گونه پاکوتاه وجود داشته باشد و سپس با کلامی ریشخند مانند گفت ؛ او به تازگی از لس‌آنجلس به تبریز آمده و از بود و نبود درخت و فضای سبز در محدوده فرودگاه تبریز بی اطلاع است.
برای پیگیری بیشتر این موضوع، خبرنگار مسرور بصورت حضوری در اداره کل حفاظت از محیط زیست استان حضور یافته و بدلیل عدم حضور شخص مدیرکل، با رییس دفتر ایشان گفتگویی انجام داده است.
رییس دفتر مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان پس از شنیدن سوالات‌ مان اعلام داشت ؛ از هرگونه کاهش حجم فضای سبز و یا احتمال قطع شدن درختان در فرودگاه هیچ اطلاعی ندارد ، همچنین وی در بخشی از سخنان خود اظهار نمودند؛ برای این اداره (حفاظت از محیط زیست) اولویت نخست مربوط به پایش و نگهداری از فضای سبز و‌ درختان مربوط به جنگلهای استان و فضاهای برون‌شهری می‌باشد و به همین سبب در حال حاضر از وضعیت فضای سبز داخل چارچوب شهر هیچ آگاهی نداریم
و بر این باور هستیم این وظیفه برعهده سازمان فضای سبز و منظر و زیباسازی شهرداری تبریز می‌باشد.
پس از شنیدن صحبتهای رییس دفتر اداره کل محیط زیست به دفتر روابط عمومی مراجعه نمودیم تا با فرد و کارمندی که چه به شوخی و چه جدی در پای تلفن مدعی بود از لس آنجلس و ینگه دنیا به تبریز آمده ، گفتگویی داشته باشیم ، اما دریغا در سالن و اتاق روابط عمومی اداره کل حفاظت از محیط زیست هیچ یک از دست‌اندرکاران مربوطه حضور نداشتند و سرانجام با راهنمایی همکاران ‌ایشان در اتاق بغل دستی ، متوجه شدیم مسئولین روابط عمومی اداره کل حفاظت از محیط زیست به ندرت در محل کارشان حضور می‌یابند از این رو سرراست راهی فرودگاه تبریز شدیم.

مدیر روابط عمومی فرودگاه شهید مدنی تبریز با آغوشی باز از ما استقبال بعمل آورده و به گرمی ما را به اتاق شان دعوت کردند تا درباره سوالات مان در خصوص چگونگی‌های فضای سبز فرودگاه توضیحاتی ارایه کنند.
مدیر روابط عمومی اداره کل فرودگاه‌های آذربایجان شرقی در قبال پرسش ما درباره روند افول چشمگیر فضای سبز پیرامون فرودگاه تبریز در درازای سالیان گذشته، گفت :
در همه کشورهای دنیا فرودگاه‌ها به عنوان آینه تمام عیار شهرها شناخته می‌شوند و فرودگاه تبریز هم از این قاعده مستثنی نیست با این همه در تلاش هستیم وضعیت فرودگاه را آنچنان که برازنده نام کهنشهر تبریز و سزاوار فرهنگ والای شهروندان تبریزی می‌باشد سر و سامان دهیم و در این زمینه تا اینجای کار تلاش‌های فراوانی هم صورت گرفته است.
محمد حاجی‌پور، افزود:اگر امروزه ملاحظه می‌کنید در بخشهایی از پهنه سبز فرودگاه چندین اصله درخت خشکیده و نابود شده و به نسبت گذشته‌های نه چندان دور از پوشش گیاهی فرودگاه کمابیش کاسته شده ، این چالش مربوط به امروز نیست، زیرا در سالیان گذشته و به دنبال کاهش نزولات جوی و بارندگی‌های منطقه‌ای که خشکسالی های بی سابقه‌ای هم به دنبال داشته و حتی متاسفانه نابودی و خشکی بخش اعظمی از دریاچه ارومیه را در پی داشته بود، در بستر فرودگاه تبریز هم همکاران ما با مشکل کمبود آب و خشکیدن چاه‌های عمیق روبرو شده بودند که همین یک مورد منجر به بروز خسارت و خشکیدن و از بین رفتن تعداد زیادی از درختان شده و رفته رفته شاهد افول پوشش گیاهی فرودگاه تبریز بوده‌ایم. اما با این همه به لطف پروردگار مهربان و آشتی طبیعت و افزایش بارندگی‌ها در یکی دو سال گذشته، خوشبختانه هم اکنون مشکلی بنام کمبود آب خام و آبیاری فضای سبز فرودگاهی نداریم و در همین چند ماه گذشته با دستور و پیگیری ارزنده شخص مهندس آذری مدیرکل فرودگاه‌های استان و با هزینه بالغ بر ۲۰ میلیارد ریال اقدام به خریداری و تهیه و نصب سیستم آبیاری نوین در کنار فضای سبز فرودگاه نموده ایم و بحمدالله اکنون فاز نخست این پروژه به بهره‌برداری رسیده و با تکمیل عملیات لوله‌گذاری و تجهیز آبیاری قطر‌ه‌ای بیش از ۶۰% صرفه جویی در استفاده از آب خام برای آبیاری پوشش گیاهی خواهیم داشت و از سویی دیگر و بازهم به تبع دستور مدیرکل فرودگاهای استان در نظر داریم اسفند ماه سال جاری و همزمان با آغاز هفته درختکاری و تکمیل پروژه آبیاری مدرن و قطره‌ای ، چندین هزار اصله درخت بومی و مقاوم خریداری نموده و نقاط کور در سرتاسر اراضی گسترده فرودگاه را با درختکاری پوشش داده و فضای سبز و جنگلی مانند فرودگاه را دوباره احیا کنیم.

وی ضمن نوید احیای پوشش گیاهی در فراسوی فرودگاه، در بخشی از سخنان خود اظهار داشت: متاسفانه همه گیری ویروس و بیماری کرونا ما را از انجام برخی عملیات هایی که در راستای بهسازی و گسترش امکانات و افزایش زیبایی‌ها در نظر داشتیم بازداشته، اما به هر ترتیب در نظر داریم در کنار احیای فضای سبز فرودگاه، بزودی یک گلخانه شیشه‌ای بزرگ در خود محوطه داخلی فرودگاه ساخته و راه اندازی نماییم تا در سالیان آتی از برای خرید و تهیه گل و گیاه و درختان مورد نیاز در راستای ساماندهی فضای سبز فرودگاهی بطور کامل خودکفا و ضمن این که بی نیاز به خرید از بیرون باشیم با انجام این کار صرفه‌جویی اقتصادی چشمگیری نیز خواهیم داشت و در کنار آن عملیات بهسازی میدان اصلی فرودگاه را استارت خواهیم زد که مطالعات اولیه آن انجام شده و برای این منظور قصد داریم آلاچیق نمادین عشایر آذربایجانی، در کنار یک استخر و آبنمای مدرن و باشکوه در وسط میدان راه‌اندازی نماییم.و از طرفی در نظر داریم از سال آینده با واگذاری اراضی دارای کاربری فضای سبز محوطه فرودگاه به شرکتهای خصوصی، از ظرفیت فزاینده بخش خصوصی‌سازی نیز بهره مند شویم تا به امید خدا در آینده‌ای نزدیک فرودگاه شهید مدنی تبریز را همچون گذشته‌های نه چندان دور و چه بسا شایسته‌تر از هر زمانی ، سبز و سبزتر ببینیم که این آرمان و خواسته قلبی شخص مهندس آذری و همه همکاران تلاشگر در فرودگاه بین‌المللی شهید مدنی تبریز می باشد.
پس از شنیدن اظهارات و پاسخ ‌های مدیر روابط عمومی فرودگاه با دعوت وی به بخش‌های مختلف فرودگاه سر زدیم و با راهنمایی و توضیحات ایشان متوجه انجام کار ارزشمند در نقاط مختلف فرودگاه شدیم.

از جمله تکمیل و راه‌اندازی اپرون و تاکسی‌وی فرودگاه برای ارتقای ایمنی پروازها و به کار افتادن دومین نقاله بار مسافرین در ترمینال خروجی در جهت خدمات‌رسانی به مسافران که پنج‌شنبه هفته گذشته ( ۲۹ آبان ) با فرمان تلویزیونی ریاست جمهوری به بهره‌برداری رسید.
در کنار آن مهندس حاجی‌پور ما را از نصب دوربین هوشمند حرارتی در ورودی و خروجی ترمینال آگاه ساختند و دانستیم با کارکرد این دوربین هوشمند ، حرارت بدن همه مسافران بهنگام ورود و خروج از فرودگاه بصورت اتوماتیک سنجیده شده و افرادی که دچار بیماری بوده و از داشتن تب و گرمای بدن رنج می‌برند، از راه آن دوربین هوشمند شناسایی و برای بررسی و معاینه به واحد ” پزشکی درمانی ” فرودگاه راهنمایی می‌شوند.

در تمام مدتی که مدیر روابط عمومی اداره کل فرودگاه‌های آذربایجان شرقی همراه ما بودند و امکانات فرودگاهی را شرح می‌داند، دریافتیم همکاران خدماتی ایشان بطور مرتب و منظم مشغول شستشو و محلول‌پاشی و گندزدایی سطوح و صندلی ترمینال پروازی هستند و به گفته وی، برای پیشگیری از شیوع بیماری کرونا که یک دنیا را غافلگیر کرده است، این اقدامات نظافتی و بهداشتی در چندین نوبت شبانه روز و همه روزه و بصورت پیاپی انجام می‌شود.

هر شهروندی با گشت و گذار و حضور در محوطه داخلی و بیرونی ترمینال فرودگاه می تواند مشاهده نماید که نظم و ترتیب و رعایت نکات بهداشتی و پاکیزگی در همه جای فرودگاه حرف اول را می‌زند و بنابه بازدید میدانی که داشتیم شاید اغراق نباشد بگوییم فرودگاه شهید مدنی تبریز، یکی از پاک ترین و تمیز ترین فرودگاه‌های کشور می‌باشد و خوشبختانه تمام نکات بهداشتی در آنجا به خوبی رعایت می شود و دست‌اندرکاران ‌فرودگاهی با گذاشتن روبان‌های قرمز رنگ روی ردیف های یک در میان صندلی ها ، رعایت فاصله بهداشتی را برای مسافرین یادآوری نموده‌اند.

در پایان گفتنی است: همه چیز در فرودگاه تبریز بر اصول نظم و انضباط و امنیت و بهداشت و مهمتر از همه پایبندی بر احترام است که مدیر روابط عمومی اداره کل فرودگاه‌های آذربایجان شرقی اینگونه وا داشته تا بر خلاف دست اندرکاران دیگر ادارات و سازمانها ، مهربانانه پاسخگوی سوالات خبرنگاران باشد و درباره هر چیزی توضیحات کامل و پذیرفتنی ارایه نمایند.
تنها کمی و کاستی موجود در فرودگاه بین‌المللی تبریز که چشمگیر است وضعیت پوشش گیاهی آن می‌باشد که با قول و وعده‌های مدیر روابط عمومی فرودگاه، نوید آن می‌رود تا در آینده شاهد شکوفاتر شدن سرسبزی‌ها و روییدن درختان در سرتاسر بستر فرودگاه بین‌المللی شهید مدنی تبریز بوده و با تلاش و کوشش پرسنل زحمتکش فرودگاه در سالیان‌ آتی همه شهروندان قدرشناس تبریزی از پدید آمدن پهنه‌ای سبز و جنگلی فزاینده در پیرامون فرودگاه تبریز برخوردار شوند

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 694 توسط modir و در روز دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱۴:۱۲
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 683
۳۰ / ۸ / ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۶

به بهانه سالگرد درگذشت سردار ملی/ ستارخان بی سپاه

نشریه مسرور| نوید فرزین/در نقطه آغازین بیوگرافی این شخصیت، به ویژگی‌های اقلیمی منطقه‌ای می‌رسیم که او در آن دیده به جهان گشود؛ روستای بیشک ورزقان که جوانان آن به مردان نبرد مشهورند. مسئله تا دوران نوجوانی مشهود نیست تا ستار قره‌داغی در کنار پدرش به بزازی مشغول باشد؛ درست تا آغاز حسی انتقام‌جویانه به عقیده

نشریه مسرور| نوید فرزین/در نقطه آغازین بیوگرافی این شخصیت، به ویژگی‌های اقلیمی منطقه‌ای می‌رسیم که او در آن دیده به جهان گشود؛ روستای بیشک ورزقان که جوانان آن به مردان نبرد مشهورند. مسئله تا دوران نوجوانی مشهود نیست تا ستار قره‌داغی در کنار پدرش به بزازی مشغول باشد؛ درست تا آغاز حسی انتقام‌جویانه به عقیده برخی و قتل برادرش اسماعیل که به جرم همکاری با فردی فراری از قفقاز به دستور مسئولان حکومتی کشته شده بود.

محرک‌های حرکتی ستارخان
همواره عده‌ای سرچشمه نبرد ستارخان با استبداد حاکم را در دوران نوجوانی می‌دانند چراکه معتقدند حس کینه ناشی از قتل برادرش ازسوی مأموران دولتی است. درحالی‌که خاندان سردار ملی وجود چنین مسئله‌ای را نفی می‌کنند و معتقدند که مردم‌گرایی و حضور در طبقه اصلی جامعه، محرک اصلی او برای چنین اقدامی بود. حال اگر بحث کینه و حس انتقام مطرح بود، ستارخان در جمع تفنگداران ولیعهد قرار نمی‌گرفت. به‌هرحال سیر تحولات تاریخی را نباید در اقدامات مقاومتی او به فراموشی سپرد.

خائنان به ستارخان
هم‌زمان فشارهای روسیه به ستارخان، وی برای تجلیل به تهران دعوت می‌شود و در مسیر تبریز به تهران بسیاری به استقبال او می‌آیند؛ سفری که به مرگ او منجر می‌شود. یکی از این بدرقه‌کنندگان کسی جز یپرم‌خان ارمنی نیست که پس از انقلاب مشروطه به ریاست نظمیه رسید.
یپرم‌خان و حیدرخان عمواوغلی هردو از هم‌رزمان ستارخان بودند اما در تهران و پس از تصویب دستور خلع سلاح و امتناع سردار ملی، دستور حمله به پارک اتابکی از سوی یپرم‌خان صادر می‌شود؛ واقعه‌ای که منجر به زخمی‌شدن ستارخان و کشته‌شدن بسیاری از ملازمان او می‌شود.
هنوز مشخص نیست آیا این افراد به دلیل اختلاف سلیقه با ستارخان با او به مشکل خورده‌اند یا اینکه منافع هردو منجر به چنین واقعه‌ای می‌شود. روابط ستارخان با این دو نفر آنچنان صمیمی نقل شده است که او کاری جز تصمیم موافق آنان انجام نمی‌داد. بسیاری معتقدند مسائل می‌توانست با گفت‌وگوی طرفین ختم به‌خیر شود تا رخ‌ندادن چنین اتفاقی شک و شبهات را دراین‌باره افزایش دهد.

نتیجه ستارخان از سردار ملی می‌گوید …
«سامی سردارملی» نتیجه ستارخان است. پدربزرگ او یدالله خان تنها پسر ستارخان بوده است. او درباره ستارخان می‌گوید: «باید عرض کنم من هشت ساله بودم که پدربزرگم مرحوم شد و با توجه به سنم موردی به خاطر ندارم ولی به طور غیرمستقیم و از نوشته‌های موجود جملات زیادی به یاد دارم که برای من جالب‌ترینش جواب ستارخان به سرکنسول روس در مورد پیشنهاد تسلیم شدن است.
ستارخان در برابر پیشنهاد ژنرال کنسول روس در تبریز که به وی تقاضای تسلیم شدن می‌داد و در برابر آن مصونیت وی را در مقابل تعرض محمدعلی شاه قاجار تضمین می‌کرد چنین گفت: من می‌خواهم هفت دولت زیر سایه بیرق امیرالمومنین علیه السلام باشم، شما می‌خواهید من زیر بیرق روس بروم، هرگز چنین کاری نخواهم کرد.
ستارخان ویژگی‌های اخلاقی زیادی داشت برای مثال طمعی به مال دنیا نداشت و به وعده‌های مقام و پول دولتیان و مقامات روسی بی‌اعتنا بود. او سوار درشکه‌های مجلل نمی‌شد و با اسب رفت وآمد می‌کرد به مسائل دینی خیلی پایبند بود و به حضرت ابوالفضل العباس (ع) ارادت داشت و با زبان روزه به میدان می‌رفت. نوشته شده وقتی که ستارخان به سمت تهران می‌رفت وقتی به کرج رسید خبرنگار روسی (گاسبی) نزد سردار رفت و با نیشخند به وی گفته (شنیده‌ام چون نمایندگان دولت روسیه میل نداشتند شما در تبریز بمانید مجبور شده‌اید به تهران بروید درست است؟)
سردار در پاسخ می‌گوید: خیر. خبرنگار دوباره می‌پرسد پس چرا به پایتخت می‌روید؟ سردار جواب می‌دهد: مردم ایران هزاران تن از جوانان رشید و وطن دوست خود را فدا کرده‌اند تا بتوانیم خانه‌ای به نام دارالشورا به پا کنیم. این خانه کعبه آمال مردم وطن دوست است. هر ایرانی باید در عمر خود آنجا را زیارت کند. سالار و من اکنون به زیارت این مکان مقدس می‌رویم. با این پاسخ زهرخند به روی خبرنگار روسی خشک شد.»

رابطه ستارخان و باقرخان از زبان نوادگان سردار ملی
داستان آشنایی ستارخان با باقرخان نیز از زبان بانو عزرایی شنیدنی است؛ می‌گوید: «باقرخان به قصد جنگ با ستارخان به محله‌های زیر فرمانش حمله می‌کند. ستارخان از پشت بام مسجد سپهسالار تبریز او و سوارانش را تحت نظر داشت. عاقبت باقرخان شکست می‌خورد و در آستانه مرگ از ستارخان می‌خواهد به جای کشتنش از وی در دستگاهش استفاده کند. چون باقرخان سواد خواندن و نوشتن داشت و میان او ستارخان اعتماد و الفتی ایجاد شده بود، سال‌های زیادی در کنار هم مبارزه می‌کنند. ولی غرور باقرخان نیز بعضاً باعث اختلاف و کدورت می‌شد.»
سامی سردار ملی در این ارتباط رویکرد متفاوتی دارد. از دید وی امروزه نیازی نیست به اختلافات کهنه که ذاتاً تأثیری نیز در روند انقلاب نداشته است، پرداخته شود: «ستارخان و باقرخان هم‌رزم و دوست بودند و هدف مشترکی داشتند که مبارزه با استعمار و تلاش در راه مشروطه‌خواهی بود.
آنان با این که اختلاف تاکتیکی مختصری با هم داشتند یعنی ستارخان شیخی و باقرخان متشرع بود. در مورد هدف و آرمان‌شان اختلاف نظری نداشتند. به نظر من این که بگوییم یکی فلان اخلاق بد را داشت و دیگری چنین نبود، درست نیست. بیاییم در مورد اهداف مشترک گفت‌وگو کنیم».

پدر رهبر انقلاب، شاهد فعالیت‌های مشروطه خواهان
آیت الله خامنه‌ای: پدرم در قضایاى مشروطه‌ى تبریز جوانى بوده است در این شهر. خود او شاهد قضایا بوده است. مرحوم باقرخان، هم‌محله‌ى آنها بوده است در کوچه‌ى قره‌باغى‌ها. ایشان از نزدیک مسائل را دیده بود و نقل مى‌کرد. مى‌دانیم که جهتگیرى ستارخان و باقرخان در مشروطیت، درست نقطه‌ى مقابل جهتگیرى کسانى بود که مشروطیت انگلیسى و مشروطیتِ زیر پرچم بیگانه را مى‌خواستند. ستارخان در سخنرانى و اعلامیه‌اش مى‌گفت: «من مى‌خواهم زیر پرچم اباالفضل العباس حرکت کنم». بودند کسانى که مى‌خواستند نهضت را بکشانند به سمت حرکت انگلیسى، اما ستارخان ایستادگى کرد. بعد هم همانها بودند که مرحوم ستارخان و مردم باقرخان را کشاندند تهران و در باغ اتابک، آنها را از بین بردند؛ هر کدام را به نحوى.

شیرزنی که اشک ستارخان را درآورد
محمد علی شاه قاجار مجلس را به توپ بسته بودند و در برخی شهرها مثل تبریز غوغایی به پا بود. ستار خان و باقر خان رهبری نبرد با محمد علی شاه قاجار را در تبریز بر عهده داشتند شرایط به نحوی بود که حتی زنان با لباس مردانه به میدان آمده بودند و روزنامه حکمت آن زمان با اشاره به حوادث تبریز از شهادت ۲۷ زن شجاع تبریزی در روز ۱۸ رمضان که به حمایت از میهن در برابر ظلم قاجار پرداخته بودند خبر داد.یکی از شاهدان عینی نبردها در کتابی با عنوان قیام آذربایجان در انقلاب مشروطه نوشته است: روزی می‌خواستند یکی از زخمی‌ها را زخم‌بندی کنند مجروح اصرار می‌کرد به او و لباس‌های خونی‌اش دست نزنند و بگذارند جان بدهد بالاخره ستارخان نصیحت کرد که موافقت بکند تا زخم او را ببندند.
مجروح از روی ناچاری گفت: من مرد نیستم و دخترم. میل ندارم لباس از تن بکنم تا زخمم را مداوا کنید ستارخان منقلب و چشمانش پر از اشک شد و گفت: (قزم دیری اولا اولا سن نیه داویه گتدون) دختر! من که زنده‌ام تو چرا به جنگ رفتی.

سرانجام …
بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولت مشروطه، که جمعاً سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم خان ارمنی، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت، باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چند بار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند.
ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و به منزل صمصام السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند.
بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران درگذشت.

با من برنـــــو به دوش یاغی مشروطه خواه
عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه

بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد
با من تنهــــا تــــر از ستارخان ِ بــــی سپاه

موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتـــــری چوپان سیاه

هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق
کنده ی پیر بلوطـــی سوخت نه یک مشت کاه

کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یک نفر باید زلیــخا را بیاندازد بــه چاه

آدمیزادست و عشق و دل بــه هر کاری زدن
آدم ست و سیب خوردن آدم ست و اشتباه

سوختم دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند
“دانه ی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه”

ثبت شده در سایت نشریه مسرور طی شماره 683 توسط modir و در روز جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۵۶:۵۹
© Copyright 2021 http://masruronline.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر